ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

325

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

از ادرار چهارپائى را آورد و چون بختيشوع قاروره ديد گفت : اى امير مؤمنان ، اين قاروره انسان نيست . ابو قريش به او گفت دروغ گفتى ، اين قاروره از كنيز مورد محبت خليفه است . بختيشوع خطات بابو قريش گفت : اى شيخ كريم به تو مىگويم اين ادرار قطعا از انسان نيست و اگر اظهار تو صحيح باشد ، ممكن است صاحب آن تغيير ماهيت داده و چهارپا گرديده است . خليفه از او پرسيد ، از كجا دانستى قاروره انسان نيست ؟ در جواب گفت : به آن جهت كه قوام بول انسانى را ندارد و رنگ و بوى آن برنگ و بوى بول انسان نيست . خليفه پرسيد بنزد چه‌كسى طب را خوانده‌اى ؟ بختيشوع جواب داد نزد پدرم جورجيس . اطباء حاضر گفتند : نام پدرش جورجيس بود ، و در دوران خود مانندى نداشت و ابو جعفر منصور او را بسيار احترام مىكرد . خليفه به او گفت : به نظر تو صاحب اين قاروره چه بايد بخورد ؟ جواب داد بايد جو عالى پاك كرده به او خورانيد . رشيد خنده بسيارى كرد و دستور داد به او خلعت عالى و نيكوئى بدهند و مال زيادى به او بخشيد . خليفه گفت : بختيشوع رئيس الاطباست و بايد آنان ( اطباء ) از او پيروى كنند و دستورهاى او را اجرا نمايند . مؤلفات بختيشوع بن جورجيس عبارتند از : 1 ) از كتاب « كناش مختصر » و 2 ) كتاب « التذكره » كه براى پسرش جبرئيل نوشته است . 2 1 3 - جبرائيل بن بختيشوع بن جورجيس - وى مشهور بفضل و حسن تصرف در معالجه و مداوات بود . همتى عالى و پشتكار جدى و نزد خلفاء موقع ممتازى داشت . خلفاء نسبت به او بسيار احسان و اكرام مىكردند و اموال بسيارى از ناحيهء آنان ( خلفاء ) به او مىرسيد ، كه به ديگران نرسيده بود . فثيون گفت : چون سال يك‌صد و هفتاد و پنج رسيد ، جعفر بن يحيى بن خالد بن برمك بيمار شد . هارون الرشيد به بختيشوع دستور داد ، ملازم خدمت جعفر شده و او را معالجه كند . يكى از روزها جعفر به او گفت : ميل دارم طبيب ماهرى به من معرفى