ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
312
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
باز گفته است : چهار چيز است كه انسان را مىشكند و از عمر آدمى مىكاهد و چه بسا كه آدمى را بكشد . آن چهار عبارتند از : با شكم پر حمام گرفتن ؛ در حال امتلاء معده جماع نمودن ؛ خوردن قورمه خشك ؛ نوشيدن آب سرد در حال ناشتائى . جماع با زن پير هم مثل اين چهار چيز است . روزى حجاج مبتلى به سردرد شد ، تياذوق را احضار نمود . تياذوق به او دستور داد كه پاهاى خود را با آب گرم بشويد و آنها را چرب كند . غلامى ( مقصود خواجه است ) كه هميشه مراقب حجاج بود گفت : به خدا قسم طبيب بىاطلاعى مثل تو نديدهام . تياذوق پرسيد چطور ؟ غلام گفت : امير از درد سر شكايت مىكند و تو ( تياذوق ) داروئى براى پاى او تجويز مىكنى . تياذوق جواب داد : كه نشانهء صحت آنچه گفتم در شخص تو واضح است . غلام پرسيد چيست ؟ تياذوق گفت : خصيههاى تو را درآوردهاند و در نتيجه صورتت بىموست . حجاج و حاضران از اين جواب مستدل بخنده افتادند . روزى حجاج احساس ضعف در معدهء خود كرد و هاضمهاش عليل شده بود . تياذوق به او سفارش نمود ، كه هميشه پستههاى سرخ پوست در حضورش باشد و گاه بيگاه پوست آن را كنده و مغزش را بخورد ، چرا كه اين پستهها معده را قوت دهد . حجاج براى هريك از كنيزان محبوبش پيغام داد و به آنان گفت : طبيب دستور داده است ، مغز پسته بخورم . هريك از آنها يك سينى مغز پسته پر كرده برايش فرستادند . حجاج تمام آن پسته - ها را خورد و در نتيجه امتلاء پيدا كرد و مبتلى به هيضه ( اسهال ) شد و نزديك بود بميرد . لذا دوباره به تياذوق مراجعه كرد و گفت : دستورى دادى كه مرا بيمار كرد و شرح ماجرى را بيان كرد . تياذوق در جوابش گفت : من گفتم مقدارى پسته با پوست در محضرت باشد ، كه گاهوبيگاه دانهدانه بشكنى و مغز آنها را بخورى و خودت پوست آن را بكنى و پوست خارجى آن را بمكى ، زيرا اين پوست قابض و معطر مىباشد . از اين راه