ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
284
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
باز كسرى پرسيد زهره سياه را چگونه بايد مداوا كرد ؟ جواب داد با مواد نرم . خسرو پرسيد بلغم را چگونه بايد معالجه كرد ؟ در جواب گفت با هر مادهء گرم و خشك كسرى سؤال كرد در مورد خون چه مىگوئى ؟ در جواب گفت : استفراغ ( خونگيرى ) آن اگر زياد باشد و اگر گرم شده باشد بايد حرارت آن را با مواد سرد و خشك خاموش كرد . خسرو پرسيد باد را چگونه بايد رد كرد ؟ جواب داد : با تنقيه ملين و روغنهاى گرم و ملين . كسرى پرسيد آيا دستور تنقيه مىدهى ؟ در جواب گفت : آرى و من در بعضى از كتابهاى حكماء خواندهام كه تنقيه اندرون انسان را پاك و دردها را از تن دور كند و من تعجب مىكنم از كسى كه تنقيه مىكند ، چگونه پير شده يا داراى اولاد نمىگردد . نشانهء جهل كامل اين است ، كه شخص چيزى را كه مىداند مضر است بخورد و شهوت و ميل خود را بر راحت بدن خويش ترجيح دهد . كسرى پرسيد پرهيز چيست ؟ جواب داد : ميانهروى در هر چيز ، زيرا خوردن بيش از مقدار لازم بر روح انسان سنگينى مىكند و مسامات و منافذ بدن را مىبندد . كسرى از او پرسيد در مورد زنان و نزديكى با آنها چه مىگوئى ؟ حرث بن كلده جواب داد : همخوابگى زياد با آنها بد است و مبادا با زن مسن همخوابه شوى زيرا زن مسن مثل مشگ كهنه است و قوت تو را جذب كند ، و بدنت را بيمار نمايد ، ترشحات زن پير كشنده و نفس وى مرگ زودرس است ، همه چيز تو را مىگيرد و چيزى به تو نمىدهد ، ولى دختر جوان صاحب آب زلال گوارا مىباشد . در آغوش گرفتن وى با ناز و غمزه به انسان نشاط مىدهد . نفس او خنك و آب دهانش شيرين و خوشبو و مجراى وى تنگ است ، كه بر قوت تو مىافزايد و نشاط تو را زياد كند . كسرى پرسيد چگونه زنى بيشتر طرف ميل مىباشد و چشم انسان از ديدنش روشن مىگردد ؟ جواب داد ؛ دختران بلند بالا كه داراى سر بزرگ و پيشانى پهن و بينى كشيده و چشمان سياه و لبان سياه و ابروان پيوسته و گونههاى صاف درخشنده و سينه فراخ و گيسوى زيبا و نمكين و سينه برجسته و كمر و ساق پاى باريك زيبا