ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

283

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

در جواب گفت : آبى كه رنگش به چشم نيايد و منعكس كنندهء رنگى باشد كه بر آن گذرد . انوشيروان از او پرسيد اصل و ريشهء ( عضو رئيس بدن ) انسان كدام است ؟ وى جواب داد : اصل انسان آنجائيست كه آب مىنوشد ، يعنى سر او . كسرى پرسيد ، نورى كه در دو چشم است چيست ؟ جواب داد : چشم انسانى مركب از سه قسمت است : سفيدى آن پيه و سياهى آن آب و قسمت بينندهء آن باد است . انوشيروان پرسيد بدن انسان بر چه فطرت و طبعى استوار است ؟ جواب داد : بر چهار طبع : « 1 » ( مزاج ) زهره سياه « 2 » كه طبعش سرد و خنك و زهره زرد « 3 » كه طبع آن گرم و خشك و خون كه گرم و تر و بلغم « 4 » كه سرد و تر است . كسرى پرسيد آيا انسان بر يكى از اين طباع خلق نشده است ؟ جواب داد : اگر انسان از يك طبيعت خلق شده بود ، نمىتوانست بخورد و بياشامد و هلاك هم نمىگرديد . خسرو پرسيد اگر خلقت انسان از دو طبع بود چه مىشد ؟ امكان نداشت ، زيرا دو طبع ضد و مخالف يكديگر بودند . كسرى پرسيد اگر بدن آدمى از سه طبع مىبود چه مىشد ؟ حارث جواب داد : دو موافق و يك مخالف باهم سازشى ندارند ، ولى چهار طبع حالت اعتدال داشته و مىتوان بر آنها استوار ماند . كسرى به او گفت : گرم و سرد را در يك جمله جامع برايم توصيف كن . جواب داد : هر شيرينى گرم و هر ترشى سرد و هر تندى گرم و هر تلخى معتدل است و در عين حال در تلخها گرم و سرد هم وجود دارد . كسرى پرسيد با چه چيز زهرهء صفرا معالجه مىگردد ؟ جواب داد : با هر مادهء سردى كه نرم باشد .

--> ( 1 ) - Temperament ( 2 ) - مقصود سوداست ( Bile noire - Atrabile ) ( 3 ) - مقصود صفراست ( Bile jaune - Bile ) ( 4 ) - Phlegme - Pituite