ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
279
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
به عيادت او آمد و دستور داد ، حرث بن كلده را براى عيادت او دعوت نمايند ، زيرا او مرد طبيبى است ؛ حرث بن كلده ، بيمار را معاينه كرده گفت : چيزى نيست . برايش فريقهاى « 1 » ( نوعى شوربا ) تهيه نمايند و در آن قدرى خرماى عجوه « 2 » و حلبه « 3 » ريخته ، آن را بپزند . چنان كردند و شوربائى شد كه به او خورانيدند و حالش خوب شد . حرث بن كلده معالجات بسيارى نموده و به عادات عرب آشنائى كامل داشت و كيفيت معالجات عربان را به خوبى مىدانست . گفتگوهاى حارث بن كلده با كسرى قسمتى از گفتگوهاى حارث با كسرى بشرح زير است : وى بدربار كسرى انوشيروان آمد . به او اجازهء ورود دادند . هنگامى كه در حضور كسرى ايستاد ، انوشيروان از او پرسيد ، تو كيستى ؟ جواب داد من حارث بن كلده هستم . شاهنشاه به او گفت : چكاره هستى ؟ جواب داد كارم طبابت است . از او پرسيد تو عرب هستى ؟ جواب داد آرى از عربهاى اصيل مىباشم و در مركز اصلى عرب زندگى مىكنم . انوشيروان به او گفت : عرب را با جهالت و كمعقلى و سوء تغذيه با طبيب چكار ؟ حرث در جواب گفت : اى پادشاه با اين توصيفى كه نموديد و به آن صفاتى كه اعراب دارند ، احتياج آنها به كسى كه جهالت آنها را بر طرف و انحراف آنها را مستقيم و ابدان آنها را اداره و وضع مزاجى آنها را تعديل نمايد بطبيب بيشتر است ، زيرا عاقل اين امور را خودبخود درك كند و مىداند دردش در كجاى بدن است و از دردها احتراز كرده دورى جويد . آنوقت به خوبى مىتواند خود را اداره نمايد .
--> ( 1 ) - غذائى است كه با دانه شنبليله و خرما و ساير دانهها بپزند ( فرهنگ نفيسى ) . ( 2 ) - خرمائى كه در ظرفى به سختى انباشته باشند . ( 3 ) - دانه شنبليله .