ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
280
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
كسرى به او گفت : چگونه مىتوانى درد آنان را تشخيص دهى و اگر معرفت و صبرى داشتند ، جاهل نبودند ؟ جواب داد : كودك باغنه ( با گرداندن باد در گلو ) اظهار كسالت مىكند و معالجه خواهد شد و مار را افسون مىنمايند تا بىخطر شود . سپس گفت : اى پادشاه عقل موهبت الهى است و آن را خداوند بين بندگان خود تقسيم فرموده ، آنچنانكه روزى را بين آنها قسمت كرده است . خداوند بهركسى عقل داد به راه صواب رود و خداوند آن را بقومى اختصاص و زياد هم داده است . دستهاى ثروتمند و دستهاى فقير و بىچيزند ، چنان كه جمعى جاهل و جماعتى عالم مىباشند و جماعتى عاجز و دستهاى اهل حزم و اراده هستند و اين امور از مقدرات الهى است . كسرى از صحبتهاى او در شگفت شد . سپس از او پرسيد ، كدام خلق عرب را ستايش مىكنى و از كدام روش و صفات آنان خوشت آيد ؟ حرث جواب داد : عربها مردمى سخى و با جرأت و زبان آنها فصيح و بيانشان بليغ است . انساب آنها صحيح و مقامات آنها عالى و بيانات و كلماتى كه از دهان خارج مىسازند بمثابه تيرى است كه از كمان مىجهد و از هواى بهار شيرينتر و از چشمههاى گوارا لطيفتر و نرمتر است ؛ در زمان قحطى بمردم غذا مىدهند و در جنگ فرقها مىشكافند . هيچ قدرتى نمىتواند عزت آنها را سلب كند و يا به آن درجه از عزت و بزرگى برسند . به همسايگان آنها ظلم نخواهد شد و حرمت آنها هميشه محفوظ است . كريمترين آنها هيچگاه ذليل نخواهد شد ؛ برترى كسى را قبول ندارند و اقرار به برترى كسى نمىكنند ، مگر نسبت بخداوندى كه قابل قياس با هيچ فردى چه از مردم عادى و چه از پادشاهان نيست . در اين موقع كسرى انوشيروان به تندى بر جاى خود نشست درحالىكه