ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

216

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

لازم بايد استفاده شود ، زيرا اندازه آنها را در شدت و خفت درد مورد استعمال قرار مىدادم ، همچنين در مورد زيادى چرك و كمى آن يا عمق گنديدگى قرحه را و آنكه آن شخص را با همان سه آب فقط معالجه نمودم ، نمىدانستند . توانستم گنديدگى غشاء عنبى چشم بيمار را تسكين دهم و قرحه را درحالىكه چرك آن زياد بود پاك نمايم . با اين معالجه گوشت چشم كم‌كم روئيد ، درحالىكه گودى زخم زياد عميق بود و روزى نمىگذشت كه متوجه حذاقت و اهميت عمل خود در اين صنعت نشوم ، در صورتى كه مرض بيمار بسيار مهم و قابل توجه شده بود . بيشتر اطبائى كه اين طرز معالجه را ديدند ، اصولا نمىدانستند كه اين اعمال در كجا نوشته شده ، چه رسد به آنكه خودشان در آن مطالعه‌اى داشته باشند . يكى از آنها كه اين معالجه را ديد ، به علت خشم خود مرا « بديع الفعل » و بعضى « بديع القول » لقب دادند . روزى بر جمعى از بزرگان و اطباء روم هنگامى كه بر بالين جوان تب‌دارى بودند ، وارد شدم . آنان در فصد بيمار بعنوان مشورت باهم مجادله و محاجّه مىكردند . چون مجادلهء آنها به طول انجاميد ، به آنها گفتم : مجادلهء شما بيهوده است . به زودى يكى از رگهاى اين جوان پاره خواهد شد و خونى كه از بينىهاى او جارى مىشود ، خون اضافى است كه در بدن اين جوان جمع شده است . چيزى نگذشت كه به چشم خود ديديد ، كه خون از بينى آن جوان جارى شد . اطباء حاضر از بيان من و آنكه به زودى صحت گفتار من ظاهر شد ، مبهوت گرديده ، سكوت اختيار كردند ، ولى در دل نسبت به من خشمگين شدند و مرا بلقب « بديع القول » ملقب ساختند . مرتبهء ديگر اتفاقا بر بالين بيمار ديگرى حاضر شدم كه نشانه‌ى واضحى در او ديده مىشد ، كه مهياى رعاف است . من در مورد او تنها به اين گفته اكتفا نكردم ، كه رعاف بر وى عارض مىشود . بلكه گفتم در لولهء راست بينى او خون جارى خواهد شد . بعضى از حاضران مرا ملامت نمودند و گفتند : بس است ، بتوضيحات تو احتياجى نداريم . در جواب آنها گفتم : بسيار خوب ، ولى مىبينيم كه چند لحظهء ديگر باضطراب خواهيد افتاد و از رعافى كه بيمار بدان مبتلى شده خواهيد ترسيد و بند آوردن آن