ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
215
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
جالينوس در فهرست كتابهاى خود متذكر شده كه دو مقاله دربارهء روش و طريقهء خود تصنيف كرده است . معالجات بديع و ابتكارى جالينوس جالينوس معالجات ابتكارى و نوادر خود را در كتاب « تقدمة المعرفة » بيان داشته كه براى بيمار چه حوادثى پيش مىآيد و پيشبينى او تحقق يافته است . قسمتى از اين موارد را خود او در نامهاى كه به افيجانس نوشته يادآورى نموده و نام آن رساله را يا نامه را « نوادر تقدمة المعرفه » گذارده است . او در كتاب مزبور مىنويسد : مردم به علت آنكه از من مطالب مفيدى در صنعت طب مىشنيدند ، مرا بنام « المتكلم بالعجائب » مىناميدند ، يعنى پىدرپى از من چيزهائى مىپرسيدند و درمانهاى من براى آنها صورت معجزه داشت و چون كيفيت معجزهآساى مرا در معالجهء بيماران مىديدند مرا بنام « الفاعل للعجائب » نيز نام گذارده بودند . ايضا در كتاب خود بنام « فى محنة الطبيب الفاضل » حكايتى بشرح ذيل نقل نموده و گفته است : كسى در شهر نيست كه در مورد شخص بيمارى كه اقدام نموده و او را معالجه كردهام ، آگاه نباشد . اين بيمار مردى بود كه هر نوع سورمه ( شياف ) بر چشمش كشيده بودند ، مفيد نشده بود . اين شخص قرحهء بزرگ و دردناكى در چشمش داشت ، كه او را آزار مىداد ، درحالىكه غشاء عنبى چشم هم پوسيده و گنديده شده بود . دربارهاش با صبر و حوصله رفتار كردم ، تا دردش آرام گرفت و دمل داخل چشم او هم سر باز كرد ، كه هيچگونه شيافى در چشم او استعمال ننموده ، فقط سه نوع آب برايش حاضر كردم . يكى از آنها آبى بود كه حلبه « 1 » و ديگرى آبى كه گل سرخ و سومى آبى كه زعفران نكوبيده در آن جوشانيده شده بود . جميع اطبائى كه حاضر بودند ، ديدند چگونه آنها را در مورد اين بيمار استعمال مىكردم ، ولى هيچيك نمىتوانستند ، بفهمند من چه مىكنم ، زيرا راهكار و اندازه استعمال هريك از آنها در هر روز بر آنها مجهول بود و نمىتوانستند بفهمند ، بچه نسبت و از چه نوع آب و در چه روزى به مقدار
--> ( 1 ) - دانه شنبليت ( شنبليله Fenugrec - ) .