ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

203

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

در علم تشريح مطالبى گفته است كه احاطه او را بر اين علم و برترى دانش او را مىرساند . جالينوس در كتاب خود ، بنام « محنة الطبيب الفاضل » چنين گفته است : من از كودكى طريقهء برهان را آموخته بودم و چون شروع به ياد گرفتن علم طب كردم تمام لذات را كنار گذاردم و از مظاهر دنيا كه تمام لذات از آنست ، خود را سبك نموده و از آنها گذشتم ، بقسمى كه ديگر از زحمت سحرخيزى و رفتن به در خانهء اين و آن تا باهم سوار شده و بدربار پادشاه يا خانهء بزرگان برويم ، خود را خلاص كردم . ركاب آنها را ترك نمودم و عمر خود را در اين راه تلف نكردم و به خود زحمت طواف خانهء بزرگان كه اين عمل را نشانهء تسليم و اطاعت مىدانستند ، ندادم . تمام عمر خود را به تحصيل و مطالعهء علم طب صرف كردم و تمام شبهاى خود را صرف زيرورو كردن گنجهائى نمودم كه قدماء براى ما ذخيره كرده بودند . آن گنج‌ها را زيرورو مىكردم ، تا دانه‌هاى گران‌بهاتر را پيدا كنم . پس هركس دربارهء خود توانست بگويد او هم در راه تحصيل علم چنين بوده و همان كارى را كرده كه من مىكردم و ذاتا باهوش و مستعد و تيزفهم و سريع الانتقال بوده ، در آن صورت مىتوان گفت او هم بمقام قبول علم طب كه علمى است بزرگ رسيده است . در اين صورت نسبت بچنين شخصى بايد پيش از آنكه كيفيت طبابت او بر بالين مريض امتحان شود ، اعتماد داشت و حكم كرد كه چنين شخصى با اين خصوصيات برتر از كسى كه آن اوصاف را نداشته است مىباشد . بدين جهت بود كه مردى از رؤساى كمريها هنگامى كه بيكى از شهرها مىرفتم و سنم به سى نرسيده بود ، مرا براى معالجهء تمام مجروحين جنگ انتخاب كرد ، در صورتى كه قبل از آن دو يا سه نفر از بزرگان و مشايخ متصدى امر معالجهء آنان بودند . رئيس مزبور پس از آنكه به كيفيت تحصيل و زحماتى كه من در راه آن كشيده بودم آگاه شد ، مرا براى معالجهء مجروحين معيّن نمود .