ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
133
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
ارسطوطاليس از او پرسيد ، مرد حكيم از چه راهى بداند حكيم شده است ؟ جواب داد : اگر از رأى صحيح خود عجب نياورد و در كارى كه انجام مىدهد ، به زحمت و مشقت نيفتد و اگر از او بد گفتند به خشم نيايد و اگر خوشحال شد نخوت و غرور بر او غالب نگردد ، خواهد دانست كه حكيم مىباشد . از او پرسيد از چه چيز بايد خود را حفظ نمايد ؟ در جواب گفت : از دشمن مقتدر و دوست رنجيده و بالادست ( مسلط ) خشمگين . از او پرسيدند چه چيز براى آدمى نافعتر است ؟ در جواب گفت : توجه و اعتنا در اصلاح خويش بيش از توجه و اعتنا باصلاح ديگران . « او گفت : عالم شرور و بدنفس از طعن بر دانشمندان قبل از خود مسرور مىگردد و از بقاء بعضى از آنها در عصر خويش ناراحت و بدبين است ، زيرا دوست دارد غير از او كسى دانشمند شناخته نشود ، زيرا بيشتر اين طبقه حب رياست و شهوت آن را دارند . دانشمند خيّر و خوشنفس اگر يكى از علماء همرديف خود را از دست دهد بسيار غمگين گردد ، چونكه مايل است دانشش زيادتر شود و دانش او با بحث و مباحثه زنده گردد و اين امر بيشتر از رياست مورد توجه او است ؛ « او گفت : سرزنش گناهكار بعد از گذشت كوچك شمردن كار خير و نيك است و قبل از بخشش گناه سرزنش عيبى ندارد ؛ « او گفت : در زندگى طالب علم و مال و كار نيك باش ، زيرا عامه مردم به علت ثروت به تو احترام مىنمايند و خواص به علت دانش تو و مردم اعم از خواص و عوام به علت كارهاى نيك تو را مقدم خواهند شمرد » . بهنگام مرگ از افلاطون پرسيدند كه دنيا را چگونه ديدى ؟ گفت : باجبار وارد دنيا شدم و در حال تحير در آن زندگى كردم و با بىميلى از آن مىروم . فقط در اين دنيا دانستم كه چيزى نمىدانم .