ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
84
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
تصوير مىكرده و قبل از آنكه اثرش را در معالجه ببيند ، منافع آن را با تجربه مىسنجيده و پس از آنكه از طريق تجربه بر او معلوم مىشده است كه آن دارو نافع است و در هيچ مورد تخلفبردار نيست ، آنوقت آن را ثبت كرده و شكل آن را هم نشان مىداده است . اين طبيب در حقيقت مرجع داروهاى مفرده است و هركس بعد از او آمده از او گرفته و از طريق او بداروهاى مفرده ديگر دست يافته است . خوشا به حال آن نفس زكى و پاك خيرخواه با محبت و خيّر كه خير او به تمام افراد بشر رسيده است . حنين بن اسحق گفته است : دياسقوريدس نامش در نزد قوم و عشيره او « ازدش نياديش » بود يعنى كسى كه از ما خارج است ، زيرا او از قوم و نزديكان خود كناره گرفته و غالبا در كوهها و محلهاى روئيدن نباتات و علفها در تمام مدت اقامت داشت و در هيچ امرى با قوم خود همكارى و با آنها در هيچ كارى شركت نداشت . نه طرف شور بود و نه با كسى مشورت مىكرد . چون چنين بود قوم او او را به اين نام ناميدند . معناى ديسقورى بيونانى « درختها » و دوس يعنى « خدا » و معناى اين جمله « الهام شده از خدا مىباشد » ، كه خاصيت درختها و علفها را به او آموخته است . من مىگويم : امرى كه اين عادت را كه او دنبال نباتات و علفها مىرفت و در آنها مطالعه مىكرد ، تأييد مىكند ، اين است كه خودش در صدر كتاب تأليفى خود به كسى كه كتاب را براى او تأليف كرده خطاب مىكند و مىگويد : در طفوليت ميل مفرط در شناختن هيولاى معالجه داشتم و در شهرها مىگشتم ( 1 ) و دنياى من بطورى كه مىدانى زندگى كسى است كه در هيچ جا جا ندارد و در يكجا ثابت نيست . كتاب دياسقوريدس مشتمل بر پنج مقاله است كه دو مقاله ديگر به آن ملحق شده كه در مورد سموم حيوانات است و به او نسبت دادهاند كه مقاله ششم و هفتم است . موضوع مقالات مزبور به اين شرح است : مقالهء اول كه مشتمل بر بيان داروهاى خوشبو و أدويه ، غذاها و روغنها و صمغها و درختان بزرگ است ؛