مطهر بن محمد جمالى يزدى
50
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
پيه : پيه او بر روى كسى مالند كه بدمست بود بدمستى ازو بشود . و اگر پيه او بخورد فربه شود . گوشت : گوشت او بخورند باد گرم بشكند و فايده دهد ، اما سودا انگيزد . چشم : چشم او به سرما رسيده دود كنند سود دارد . شش : شش او خشك كرده نيم درمسنگ در نبيذ افگنند و به خورد كسى دهند كه تب ربع مىگيرد سود دارد . سگ هيچ جانورى از سگ به حفاظتر نيست ، تا غايتى كه وقتى يك تا نان به سگى دهند و هر گه كه سگ آن كس بيند مطيع و رام او باشد ، ( و اللّه اعلم بالصّواب . ) « 1 » اگر كندش « 2 » بكوبند و بر گوشت پراگنند و سگ را دهند تا بخورد سگ بميرد . و اگر نيش سگ بسايند و به گوشت پراگنند و به سگ دهند تا بخورد جمله دندانش بيفتد . و نيز گويند اگر تخم بيدانجير به خورد سگ دهند بميرد يا ديوانه شود . و در گشن كردن عجب آن است كه چون گشن كنند نر از ماده جدا نتوان كرد ، و بچه پنج و شش به يك بار بياورد . و اگر سگ ( را ) بشويند و آب عنب الثّعلب برو اندانيد كفتار و روباه هيچ با سگ نتوانند كرد از بهر اين دارو . و اندرو خاصيتهاست . زبان : زبان سگ خشك كرده خرد كنند و بر سگ گزيده نهند سود دارد . و اگر كسى زبان سگ به زير موزه دوزد هيچ سگ برو بانگ نكند . / 59 / موى : موى قفاى سگ ببرند و با روغن گل مرهم كنند و بر گزيدگى سگ نهند درست شود . سرگين : [ a 324 ] سرگين سگ به آب تر كنند و بر آزخ « 3 » نهند درست شود ، و سرگين بايد
--> ( 1 ) . مأخوذ از نسخهء پ 161 . ( 2 ) . م : كندس . ( 3 ) . به معنى دانهاى سخت كه بر بدن رويد و بدان زگيل گويند .