مطهر بن محمد جمالى يزدى
33
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
اگر زنى را در رحم ريشى باشد پنبه به شير خر تر كند و به خويشتن برگيرد شفا يابد . و شير خر چون سرد باشد پازهر باشد . جگر : جالينوس گويد هر كه جگر خر خرد كند و به هر دو درمسنگ يك درمسنگ جاوشير برافگنند و به خورد ديوانه و مصروع دهند شفا يابد و به دو هفته درست شود . اگر جگر خر خشك كنند « 1 » و بر مصروع بندند نافع بود . مغز : اگر مغز سر خر به در خانه درمالند در آن خانه جنگ و آشوب پديد آيد . و اگر كسى بخورد مفلوج و نادان گردد . و مغز او كسى ( را ) كه داروى بد خورده بود سود كند . و كسى را كه مار گزيده بود مغز خر در آن بندند درد بنشاند . و چون در پيوندها بمالند درد بنشاند . ريم گوش : ريم گوش خر اگر دانگى سنگ با شراب به خورد كسى دهند بيهوش گردد . [ خون ] : و اگر خون خر به خورد كسى دهند دلير و خونريز گردد . / 38 / پيه : اگر پيه او گداخته با روغن سندروس بياميزند بر اعضايى مالند ريش گرداند و بيم هلاك باشد . اگر پيه خركره جايى دود كنند مار « 2 » ( بگريزد . سنب : اگر سنب خرديزه جايگاهى دود كنند مگسان ) بگريزند . و هرمزد گويد اگر سم دست راست خر انگشترى كنند و در انگشت دست ( راست خداوند ) صرع كنند سود دارد . سپرز : اگر سپرز خر بگيرند و خشك كنند و بكوبند و در پوست آهو بندند و با خود دارد دارندهء آن محبوب باشد ميان مردم و حشمتش بيفزايد . قضيب : اگر قضيب او بسوزانند [ b 319 ] و با روغن زيت بر موى كنند دراز گردد . و اگر خشك كنند و در پوست آهو كنند همان فعل كند . خرگور جانورى بود به غايت رعنا ، و رعنايى او تا به حدى بود كه در صحرا چون سوارى بيند
--> ( 1 ) . اصل : كند . ( 2 ) . مأخوذ از نسخههاى « م » و « پ » 140 .