مطهر بن محمد جمالى يزدى

34

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )

بيايد و پيش او بگذرد و خود را برو عرض كند . و همه جانورى چون آبستن باشد گشن به خود رها نكند به جز خرگور و خرس كه همچون آدمى كند . ( و اندرو خاصيتهاست . ) گوشت او لطيف است و سرد . كسى كه خورد بادهاى گرم ازو بشود . و قولنج را سود دارد . و درد سر را عظيم سود دارد ، و درد پشت همچنين . مغز : مغز خوردن او دست و پاى راست گرداند . و اگر بر مارگزيده بندند سود دارد . / 39 / و اگر مغز سر گور با مغز استخوان او با روغن گل بگدازند « 1 » و بر نقرس نهند سود كند و همچنين ريشها . اگر مغز سر او با كرفس و انگبين بياميزند و بر آتش بجوشانند و به خورد كسى دهند كه او را بيمارى دق بود ناشتا بخورد اندر گرمابه چند كرّت زود درست شود . زهره : اگر زهرهء او را بگيرند و خشك كنند و با شكر بسايند و كسى را كه ناسور بود بخورد نافع بود . پيه : اگر پيه او بگيرند و بگدازند « 2 » و با روغن گل كوفى برآميزند و هر شب بينى و گوش بدان چرب كنند خشكى ببرد . و اگر پيه او به خورد كسى دهند كه در بستر مىزد سود دارد . و اگر پيه او با روغن زيت تازه بياميزند و بر كلف كنند ببرد . پوست : اگر پوست او بر كودكى بندند بيمارى كهن ببرد . سرگين : سرگين گور ماده بگيرند و به موى دربندند موى سخت كند . اگر خشك كرده بسايند و با زهرهء گاو ماده بياميزند و بر موى كنند موى سياه كند . گاو هيچ جانورى از جانوران از ذوات الظّلف زورمندتر و با نيروتر از گاو نيست .

--> ( 1 ) . اصل : بگذارند . ( 2 ) . اصل : بگذارند .