اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
38
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )
صفت جلاب با افاويه : بگيرند سنبل و دارچينى و خيربوا و قاقله و زرنباد و زنجبيل و بسباسه و كبابه و جوزبوا و مصطكى از هر يكى دو درم و نيم كوفته و صرّه كنند و پنج درم عود هندى نيم كوفته و صرّه ديگر « 1 » كنند در پنج من آب بپزند تا به نيمه باز آيد و هر دو صرّه را بمالند و بيفشارند و از ديگ برآرند و يك من شكر در وى كنند و كفك « 2 » بردارند و به قوام آرند و يك مثقال عنبر اندر گلاب بگذارند و يك درم زعفران در وى « 3 » حل كنند و با جلاب بياميزند . صفت ماء العسل : بگيرند انگبين يك من ، آب پنج من يا بيشتر و بجوشانند ، چندانكه كف بردارد « 4 » ، كف را بردارند و آن را به هوا سرد كنند . صفت شراب رمّانى نعنع « 5 » از جهت خداوند معده ضعيف : بگيرند دانهء انار ترش و شيرين « 6 » و با شحم او بكوبند « 7 » و آب او را « 8 » بيرون كنند و بجوشانند تا به نيمه باز آيد و نيم قدر آن عصارهء نعنع تر با آن بياميزند و كف بردارند و چند قدر « 9 » عصاره نعنع « 10 » شكر برنهند و قوام « 11 » آرند .
--> ( 1 ) . الف : « ديگر » ندارد . ( 2 ) . ب : كف . ( 3 ) . ب : درو . ( 4 ) . ب : « كف بردارد » ندارد . ( 5 ) . الف : رمان منعنع . ( 6 ) . ب : شيرين و ترش . ( 7 ) . ب : بگيرند . ( 8 ) . ب : « را » ندارد . ( 9 ) . ب : وزن . ( 10 ) . ب : « نعنع » ندارد . ( 11 ) . ب : به قوام .