اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

37

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )

استسقا فقاح اذخر و سنبل و غافت و كمادريوس و كمافيطوس و افسنتين رومى از هريك سه درم ، زرشك ده درم زيادت كنند . امّا از جهت خداوند صرع و فرود آوردن حيض : بگيرند زراوند طويل و مدحرج و قنطوريون « 1 » باريك و اصل فاوانيا از هر يكى سه درم بيفزايند « 2 » و اگر اصل فاوانيا حاضر « 3 » نباشد سليخه و عود البلسان و هزار اسفند زيادت « 4 » كنند . بدل آن « 5 » از جهت پاك كردن سنگ گرده و مثانه : پرسياوشان سه درم ، حبّ القلت ، يعنى ماش هندى نيم كوفته دو درم ، اسقولوفدريون سه درم « 6 » ، تخم گزر نيم كوفته دو درم ، انجير خشك ده عدد زياده « 7 » كنند . امّا از جهت خداوند نقرس و اوجاع المفاصل : شيطرج و قنطوريون باريك و نانخواه ، سورنجان و بوزيدان و ماهى زهره از هريك پنج درم درافزايند [ ب - 8 ] و در جمله ماء الاصول گلشكر درگذارند . صفت جلاب ساده : بگيرند « 8 » شكر يك من ، گلاب سه من ، بپزند و كف بردارند و به نيمه باز آرند « 9 » و يك درم زعفران در وى حل كنند به وقت حاجت اندر آب حل « 10 » كنند و به يخ سرد كنند و بخورند نافع بود .

--> ( 1 ) . الف : قنطورون . ( 2 ) . ب : در افزايند . ( 3 ) . الف : خاص . ( 4 ) . ب : زيادت‌تر . ( 5 ) . ب : « بدل آن از » ندارد . ( 6 ) . ب : از « حب القلت . . . سه درم » ندارد . ( 7 ) . ب : زيادت . ( 8 ) . ب : « بگيرند » ندارد . ( 9 ) . ب : تا به نيمه باز آيد . ( 10 ) . ب : « حل » ندارد .