اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
31
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )
با ده درم شكر نافع بود . صفت شراب « 1 » انجير از جهت قولنج : « 2 » بگيرند انجير بستى يك من ، نخود صد درم اندر سه من آب بپزند تا نخود پخته شود و بپالايند « 3 » چنان كه انجير را نمالند « 4 » و ليكن بچكانند و آن آب را به پاتيله باز آرند و تمام بپزند و پس از آنكه قوام گيرد مقدار نيم من آب فانيد « 5 » با عسل برنهند و بگيرند سنبل و قرنفل از هر يكى « 6 » يك درم ، خولنجان « 7 » و زعفران و دارچينى از هر يكى نيم درم ، بكوبند و در صرّه كنند و در ديگ افكنند و به قوام آرند ، « 8 » پس صرّه از وى برآرند و شربتى از وى بيست درم ، اما از جهت قولنجى را « 9 » اين شراب نخود جوشانند و بىصرّه دارند . صفت شراب صندل از جهت خداوند دل گرم و جگر گرم و خداوند تب محرقه : بگيرند صندل سفيد به چوب ساى « 10 » زده پنجاه درم ، يك شبانه روز يا بيشتر ، آن « 11 » را در پنج استار آب غوره و پنج استار سركه و يك من و نيم آب فرغاز كنند . پس « 12 » بجوشانند تا به نيمه باز آيد و
--> ( 1 ) . ب : « شراب » ندارد . ( 2 ) . ب : درد گرده و قولنج . ( 3 ) . ب : بپايند . ( 4 ) . ب : بمالند . ( 5 ) . الف : نمايند . ( 6 ) . ب : از هريك . ( 7 ) . الف : حادلنجان ؛ ب : قولنجان . ( 8 ) . ب : پس از . ( 9 ) . ب : « را » ندارد . ( 10 ) . ب : سفيد خوب سوبال . ( 11 ) . الف : او . ( 12 ) . الف : اين .