اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

24

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )

و ذات الجنب را شراب انار شيرين و شراب بنفشه موافق بود . خداوند ضيق النّفس را شراب زوفا موافق بود و اگر اندر باطن آماسى بود هيچ نافع‌تر از شراب عنب الثّعلب نباشد . خداوند مزاج گرم و طبع خشك ، شراب آلو و شراب خرماى هندى و آب ميوه‌ها و شراب غوره و شراب ميوه‌هايى كه طبع را نرم دارد نافع بود و خداوند درد معده و درد كليه « 1 » و درد پشت را و قولنج را شراب انجير نافع بود . خداوند سوزش بول را شراب كاكنج و شراب بنفشه نافع بود . كسى را كه معده و جگر و رگها از صفرا و بلغم ممتلى بود شراب افسنتين نافع بود و كسى را كه از بيمارى برخيزد سكنگبين سفرجلى نافع بود . آن را كه [ ب - 5 ] معده ضعيف بود و قى و منش گشتن رنجه « 2 » دارد شراب نعنع و ميبه نافع بود و مرطوب و مفلوج را به جاى آب ماء العسل دهند نافع بود . شراب تربد به جاى داروى مسهل بود . خداوند مزاج سودايى را شراب لسان الثّور - يعنى گاو زبان « 3 » - موافق بود خداوند درد سپرز را شراب ريوند موافق بود و بايد كه آب اندر قدحى « 4 » خورد كه از چوب « 5 » گز تراشيده باشند يا چوب گز تراشيده « 6 » اندر آب بجوشانند و بپالايند و به هوا سرد كنند و از آن آب مىخورند و خداوند استسقا را نخود اندر آب بزنند مثلا هفت من آب و يك من نخود بجوشانند تا

--> ( 1 ) . ب : معده را و درد كليه را . ( 2 ) . ب : و وى و منش بسى رنجه . ( 3 ) . الف : « يعنى گاو زبان » ندارد . ( 4 ) . ب : قدح چوب . ( 5 ) . ب : « چوب » ندارد . ( 6 ) . ب : « يا از چوب گز تراشيده » ندارد .