اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

25

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )

نخود « 1 » پخته شود و به وقت ضرورت از آن آب مىخورند . « 2 » خداوند دق را شراب صندل يا آب صندل « 3 » دهند ، اما چون دانسته آمد كه هر بيمارى و هر مزاجى را كدام شربت موافق بود اكنون صفت و نسخه اين شرابها ياد كرده آيد . صفت سكنگبين ساده : بگيرند شكر چندان كه خواهند و اندر ديگ سنگين كنند و به دست روى شكر هموار كنند و سركه در وى ريزند ، چنان كه نزديك آيد كه با شكر برابر آيد و فرود از وى بود و از ميانه شكر پيدا بود . پس قدرى گلاب با آب بر سر آن كنند ، چندانكه به « 4 » شكر پوشيده شود و دو انگشت از بالاى او برآيد . پس به آتش نرم بجوشانند و كف بردارند و به قوام آرند و از پس او « 5 » فرو گيرند و اگر به جاى آب يا گلاب ، آب لسان الثّور كنند خداوند سودا را سود دارد ، خاصه سودايى كه از سوختگى صفرا بود و اگر آب « 6 » باديان كنند خداوند صفرا و بلغم رقيق را شايد . صفت سكنگبين بزورى : بگيرند تخم باديان و تخم كرفس و انيسون از هريك پنج درم ، پوست بيخ باديان و پوست بيخ كرفس و پوست بيخ كبر از هريك ده درم جمله را اندر « 7 » نيم من سركه فرغار

--> ( 1 ) . ب : « نخود » ندارد . ( 2 ) . ب : از آن بخورند . ( 3 ) . ب : « يا آب صندل » ندارد . ( 4 ) . ب : « به » ندارد . ( 5 ) . ب : « او » ندارد . ( 6 ) . ب : « آب » ندارد . ( 7 ) . ب : جمله را به .