اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
14
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )
نيك ، « 1 » نان پاكيزه بود از گندم آفت نارسيده « 2 » و گوشت گوسفند بخته تندرست و آسوده و از شيرينىها اندكى « 3 » آنكه با مزاج موافق بود و از ميوههاى تر ، انگور رسيده و چند روز آونگ كرده و انجير تمام رسيده و آسوده و غذاهاى تر چون خيار و خيار بادرنگ و كدوى تر و كوك و مانند آن جز بر سبيل علاج نبايد خورد كه هرچه لطيف است خون را « 4 » بسوزاند « 5 » و هرچه غليظ است ترى و بلغم افزايد و چون خورده شد بر عقب آن ضد آن ببايد خورد بر عقب خيار و كدوى تر و كوك - يعنى تخم كاهو « 6 » - مقدارى سير و نعناع و گندنا بخورد و بر عقب سير و پياز ، خيار و كوك و خرفه بايد خورد و هرگاه كه از غذاى نيك اندر تن پرى « 7 » پديد آيد تن را پاك بايد كرد به وجهى كه آسانتر بود و به قى كردن يا روزى چند « 8 » پرهيز صادق كردن و غذا به اندك باز آوردن يا داروى مسهل خوردن موافق باشد « 9 » و ببايد دانست « 10 » كه غذا كمتر « 11 » خوردن به جاى استفراغ بود و از داروهاى مختصر اين دارو موافقتر و بىغايلهتر بود .
--> ( 1 ) . ب : « نيك » ندارد . ( 2 ) . ب : گندم حافث نارسيدن باشد . ( 3 ) . ب : « اندكى » ندارد . ( 4 ) . ب : « و كوك . . . خون را » ندارد . ( 5 ) . ب : بسوزانند . ( 6 ) . الف : « يعنى تخم كاهو » ندارد . ( 7 ) . ب : « برى » ندارد . ( 8 ) . ب : چند روز . ( 9 ) . الف : « باشد » ندارد . ( 10 ) . ب : دانستن . ( 11 ) . ب : كم .