اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

پيشگفتار 12

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )

تعيين نوع ظروف و ابزار : « . . . هر بامدادى شير او دوشيده و در حال در پاتيلهء سنگين كنند و بر آتش نهند و بجوشانند » 61 « بگيرند هليله زرد كوفته و بيخته پانزده درم در آب آلوى سياه يا آب خرماى هندى صد درم اندر هاون سنگين يا سفالين نيك بسايند » 60 توضيح كلمات عربى به فارسى و بالعكس : « شعر زائد ، موى افزونى را بركند و خون خارپشت طلا كند » 93 « اندر كابوس و سرگشتن ، بايد كه از غذاهاى بخارانگيز چون سير و پياز و گندنا و باقلا و مانند آن باز دارند » 88 « سركه عنصلى كه به پارسى او را زيزى گويند » 85 « تخم بنگ كه به تازى بزر البنج گويند » 136 « يك درم روناس كه به تازى فوه گويند » 148 « شراب لسان الثّور يعنى گل گاو زبان » 24 « جستن چشم و ابرو و رخسار و لب كه به تازى آن را اختلاج گويند » 10 « پنچر شدن اندام كه به تازى خدر گويند » 10 « بر عقب سير و پياز و خيار و كوك يعنى تخم كاهو مقدارى سير و نعناع و گندنا بخورد » 14 به كار بردن واژه‌هاى فارسى و نادر : آبزن 61 ، آغاردن 177 ، اريب 123 ، آونگ كردن 14 ، بندگاه 18 ، پاتيله 34 ، پالودن 18 ، پرزه 13 ، پنچر شدن 89 ، تبش 63 ، تتماج 48 ،