اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
69
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
( 40 ) - انزروت كنجيده ، كجول كرماني ، كحول فارسي انجروت معرب آن عنزروت ، صمغ است سقزي برنگ سرخ ، زرد يا سفيد ، طعم آن تلخ است و از درختي خاردار كه برگهائي شبيه مورد دارد استخراج شود ، عنزروت ، انجروت ، زنجير ، كنجده ، كلك ( معين ) ( Sarcolla آريانپور ) ، درخت انزروت ( Sarcolla Plant شليمر ) 0 در نسخه " مر " ، عنزورت آمده است . ( 41 ) - شب يماني ( به فتح شين و شد باء ) زاج ، زاج سفيد 000 و انواع و اقسام دارد كه يكى از آنها شب يماني است 000 ( ترجمه سر الاسرار رازي ) 0 ( 42 ) - در " كا " ، كلمه " كتيرا " را اضافه دارد . كتيرا Gum Tragocanth ( شليمر ) 0 ( 1 / 99 ) ( 43 ) - و بر ( به فتح واو و باء ) ، پشم شتر و خرگوش و مانند آن 000 ( معين ) 0 در بعضي نسخه ها " وير " آمده است . ( 44 ) - قز ( به فتح قاف ) : كج و ابريشم خام و بد قماش ( ناظم الاطباء ) 0 ( 45 ) - مقصود تار عنكبوت ( لعاب مترشح عنكبوت ) است . كارتنه ، كارتنك ( معين ) 0 ( 46 ) - اشقر 000 هرچه داراى رنگ سرخ مايل به سفيدي باشد . ( معين ) ، الشقر : بمانند كتف لاله و شنگرف و مفرد آن شقره است ( ترجمه از بحر الجواهر ) 0 ( 47 ) - حجامت واژه تازي است و آن چسبانيدن شاخ حجام ( حجامت گر ) به بدن آدمي ( عموما بين دو كتف ) و مكيدن هواي آن كه در نتيجه موضع بر آمده و باد كرده و خون بدان محل متمايل مىشد . ديگر حجامت بادكش است . پس از آنكه عمل بالا انجام مىگرفت با ( چاقو ) خون از بدن بيمار ( قسمتى كه باد كرده بود ) گرفته مىشد . آنكه بعضي اوقات فقط بادكش ساده به عمل مىآوردند ، خون گرفتن كه اين عمل را " بادكش " مىگفتند . ( Dry Cupping , Cupping آريانپور ) 0 بادكش كردن مترادف با كوزه انداختن است . حجامت فرنگى Spring Scarificator ( شليمر ) 0 بادكش ، حجامت فرنگى Cupping ( 48 ) - در باب خون گرفتن و حجامت قدما را عقايد مخصوص بوده كه در كدام روز و در چه فصل از سال و چه موقع خون گرفته شود ، يا حجامت به عمل آيد . مطلب مهم آنكه عموما اثر آفتاب و مهتاب و ايام ماه را در اين دو موضوع بسيار معتبر مىدانستند ، در متن كتاب آمده و اطباء نيز بدان عمل مىكردند ، مردماني را در همين زمان مىبينيم كه پشت آنها بين كتفين جاي خراش تيغ دلاك ديده مىشود . عمل را بيشتر دلاكها انجام مىدادند .