اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
23
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
خورد چون خيار و كدو و بمانند اين ، و " تفه " چيزى باشد كه طعمي قوي ندارد ، و اندر زمستان گوشت يخني 12 و بوارد 13 و مانند اين نبايد خورد ، و اندر تابستان بوارد اوليتر . و طعام هميشه بر شهوت اوليتر كه خورد . و هرگاه كه شهوات پديد آيد در طعام خوردن بايد كه تاخير نكند ، و چنان بايد كه از سر طعام برخيزد ، هنوز شهوت طعام ( اشتهاء ) باشد و پس از آنكه طعام تمام خورده باشد ، طعام ديگر خوردن معده را گران كند . و اگر بروزي چنين اتفاق افتد ، روز ديگر بسيار ببايد خفت و رياضت بسيار كردن به آهستگى ، پس از آنكه از خواب برخيزد و اندكى جوارس 14 معتدل و موافق مزاج با اندكى شراب صرف ) خالص ) ببايد خوردن ، و در طعام خوردن ، ترتيب نگاه بايد داشت ، هرچه نازكتر و لطيف تر و آسانتر و آشاميدني باشد ، نخست بايد خورد ، مثلا شوربا بايد آشاميدن 15 ، پس گوشت بايد خورده ، و از پس رياضت و رنج چيزهاي نازك چون شير و ماهي تازه و مانند آن نشايد خورد از بهر آنكه معده گرم شده باشد ، و چيزهاي نازك ، زود اندر معده گرم ، تباه نشود 16 و اخلاط را تباه كند . ( 1 / 36 ) و كسي را كه غذاهاي بد را ميگوارد بدان اعتماد نبايد كردن از بهر آنكه به روزگارهان ، اخلاط بد تولد كند و بسيار شود . و بسيار غذاها باشد كه اندر آن نوعي مضرت بود و گروهى با آن خو كرده باشند ، آن گروه را آن غذا بهتر باشد از غذايي ديگر كه در وى هيچ مضرت نباشد و با آن خو نكرده باشند ، و بسيار كسان باشند كه غذا اگرچه نيك باشد ، ايشان را زيان دارد ، و آن كسان را از آن غذا ، پرهيز بايد كرد . و خداوند طعام مخالف در يك نوبت خوردن سخت بد بود 17 از بهر آنكه لقمه نخستين هضم پذيرد و لقمه بازپسين از او ، دور افتد و هضم ناهموار افتد و بهترين نوبت ها اندر طعام خوردن آنست كه در دو روز سه بار طعام خورند : يك روز بامداد و شبانگاه و ديگر روز نماز پيشين ( نماز ظهر ) و اگر ديگر روز دو بار طعام خوردن عادت كند ، اگر بيكبار آورد ضعيف شود و اگر يك بار عادت دارد و بس دو بار خورد هم ضعيفي و كسلاني ) ناتوانى ، سستي ) و امتلاء تولد كند ، و كسي كه معده گرم بود ، بهترين آن بود كه بامداد چند لقمه نان با شراب غوره 18 يا با شراب انار 19 يا شراب ليمو 20 يا شراب آلو 21 يا مانند آن چيزى بخورد ، پس به رياضت مشغول شود و طعام بايد كه پراكنده خورد ، و چنين مردم چون گرسنه شوند ، صفرا اندر معده ايشان بسيار جمع گردد ، و چون طعام خورند طعام اندر معده ايشان تباه شود ، و چون طعام در معده ايشان تباه گشت ، زود طبع نرم بايد كرد و معده از آن پاك كردن ، و اگر " قي " كردن نتواند به آب گرم ، به سكنجبين " قي " بايد كرد ، يا به شراب آلو ) 22 ، يا بمانند آن چيزى . و هركه از پس طعام بخواهد خفتن ، لختي راه رفتن به آهستگى تا طعام از فم معده