اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
230
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
تصرف مىكند و مىفزايد و . ( 1 / 265 ) و هرگاه كه اثر نضج پديد آيد ، تدبير استفراغ كنند ، برفق ، و گلشكر گداخته با سكنگبين آميخته صواب بود ، و شراب افسنتين موافق بود ، و نيم درم تربد با نيم درم غاريقون ، با نيم دانگ سقمونيا اندر شراب گل مكرريا گلشكر سرشته ، مسهلي لطيف و سبك باشد . و اگر به استفراغ قويتر حاجت آيد ، معجون خيار جنبر دهند ، و از پس استفراغ ، قرص گل دهند . صفت قرص گل 27 بگيرند : گل سرخ ده درم ، سنبل سه درم ، اصل سوسن پنج درم ، تخم خيار مقشر و تخم كسنه 28 از هر يكى چهار درم ، شربت يك مثقال . و اگر صفرا و بلغم با يكديگر برابر باشند ، بگيرند : گل سرخ ده درم ، مصطكي يك درم ، سنبل دو درم ، تخم كسنه پنج درم ، شربت يك مثقال با گلشكر . تبهاي بلغمي هرگاه كه حرارت غريب اندر رطوبت طبيعي اثر كند ، عفونت اندر وى پديد آيد ، تا طبيعي شود و تب بلغم تولد كند . علامتهاي آن سرما و لرزه قويتر باشد و پاينده تر از سرماي ديگر تبها باشد ، و گاه باشد كه بيمار پندارد كه در ميان برفست و ديگر گرم شود . و اين نوع سرما از بلغم غليظ باشد كه آن را بلغم زجاجي گويند . و طعم دهان ناخوش و فم معده ضعيف و شهوت باطل باشد و " تاسه " و " غثيان " و " غشي " بسيار افتد و نبض ضعيف و متفاوت بود و قاروره رقيق و سفيد باشد و به آخر سرخ و تيره شود . علاج آن ( 1 / 266 ) مدت يك هفته ، سكنگبين عسلي دهند و كشكاب كه در وى تخم باديان و نخود پخته باشند يا ماء العسل كه در وى زوفا باشد ، و از پس يك هفته ، " قي " فرمايند ، خاصه اندر آغاز تب ، و " قي " به سكنگبين عسلي و آب گرم فرمايند ، و از پس " قي " ، گلشكر دهند با مصطكي و انيسون ، و طبع را نرم كنند به گلشكر مسهل ، يا ده درم گلشكر با سى درم سكنگبين حل كنند و بدهند ، و تربد و مصطكي و زنجبيل راستا راست ، كوفته و بيخته و شكر چند وزن همه شربت ، هر شب از يك مثقال يا دو درم طبع را نرم كنند و سودمند باشد . و تبهاي بلغمي بعضي باشد كه با آن لرزه و سرما نباشد و گساريدن آن ظاهر نباشد و مانند " تب دق " باشد . اندرين علاج بدين شربتها پزاننده و لطيف كننده 29 چندان دليري نشايد كردن از بهر آنكه بيم باشد ، كه ماده لطيف گردد و به دماغ برآيد و " سرسام " تولد كند ، خاصه اگر " صداع " باشد يا دماغ ضعيف بود . و صواب آن باشد كه از گلشكر و سكنگبين ساده در نگذرد ، يا سكنگبين كه در وى اندكى بيخ باديان باشد . و اين تصرف هم به حكم مشاهدت بايد كرد .