اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
91
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
باب نخستين / اندر شناختن بيمارى طريق شناختن بيمارى آنست كه نخست از علم منطق ، طبيب ، جنس و نوع و خاصه و فعل 1 و عرض [ مراتب شناخت و طبقهبندي اجناس مرض ] بشناسد . و جنس را قسمت كند و نوعها كه در زير آن باشد نيك بجويد 2 ، و فعل هر نوعي اعني آنچه هر نوعي بدان از يكديگر جدا شود ، بشناسد ، و نوع بازپسين بدست آرد 3 و نگاه كند تا هيچ نوعي از ميانه فرو نگذارد . بدين طريق . جنس و نوع و فصل و خاصه و عرض بيمار بتوان شناخت 4 و بر حقيقت بيمارئي كه باشد واقف توان شد . اما جنس بر دو وجه گويند : يكى جنس الاجناس 5 كه در زير آن جنسهاى بسيار باشد ، چون جسم كه در زير آن جماد و نبات و حيوان در آيد . اين هر سه به قياس با جنس انواع باشند . و اين جنس الاجناس را " جنس الاعلي " نيز گويند . و دوم جنس خاص ترست ، از نظر آنكه جماد و نبات و حيوان كه جنس الاجناس گويند ، هر يك به قياس با انواعي ديگر كه در زير هر يكيست ، چون حيوان كه در زير آن مردم است ، و جز او ديگر جانوران اندر آيد . اينجا حيوان جنس خاصه باشد ، و مردم و اسب 6 . و ديگر انواع جانوران هر يكى نوعي باشند اندر زير حيوان . پس جنس ، نامي است كه بر چيزها افتد كه به نوع و معني از يكديگر جدا شوند . و نوع ، نامي است كلي و ذاتي كه بر اشخاص بسيار افتد كه بعدد 7 از يكديگر جدا باشند ، چون مردم كه به زيد و عمر و اوفتد ، و زيد و عمر و به نوع ، يكىاند و به شخص و