اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
78
خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )
قاطع ) ، هزاراسپند : نوعي از سداب كوهي ( ناظم الاطباء ) 0 ( 38 ) - فرفيون ( Gum Eupborbium شليمر ) ، فرفيون ، فربيون ( ناظم الاطباء ) 0 فرفيون ، فربيون ( Devil's milk , Euphorbia آريانپور ) 0 فربيون ، فرفيون - Euphorbia ( 39 ) - ليثرغس ( Lethargy شليمر ) ، ليثرغس فراموشى 000 عارضه اي كه با خواب ممتد و بسيار عميق و فقد حركات عضلاني و هوش و حواس همراه است 000 ( معين ) ، ليثرغس ، سبات ، لتارژي ، بيحسي ، بيحالي ، ( Lethargy , - Lassitude آريانپور ) 0 ( 40 ) - طلي اندود ( Plaster آريانپور ) 0 فرق طلا و ضماد آنست كه طلا مايعي است كه بر بدن مىمالند و ضماد ماده اي غليظي است كه به بدن مىچسبانند خلاصه اي از بحر الجواهر ) 0 ( 41 ) - شوخ : چرك و وسخي كه بر بدن و جامه نشيند و ريم و چرك زخم ( ناظم الاطباء ) ، گاه در معني مطلق چرك و پليدي به كار رود و بدل اشق شوخ خانه مگس انگبين است ( ذخيره خوارزمشاهي ) ( تمام از لغتنامه دهخدا ) 0 ( 42 ) - قثاء الحمار قثاء بري ، خيار وحشي ، خيار دشتي ، خيار خر ، خرخيار ( Spuirting Cucumber واژهنامه گياهى ) 0 خيار وحشي ، خيار دشتي ، خرخيار - Squirting Cucumber ( 1 / 114 ) ( 43 ) - شبرم : نام فارسي گونه اي فرفيون ، گاو كشك ( Euphorbia - Pityusa ) ( معين ) ، شبرم بكسر اول و سكون ثاني و فتح ثالث و ميم ساكن . گياهى است شيردار و آن بيشتر در صحراها و كنارهاي جويها رويد ، رنگ ساق آن به سرخي مايل است . گويند اگر گاو آن را بخورد بميرد و گوسفند را مضرت نرساند و آن را به شيرازي " گاو نيطونك " خوانند ( برهان قاطع ) 0 ( 44 ) - اوعيه جمع " وعاء " است . وعاء ظرف ، مجاري ترشحي بدن Vessel 0 ( 45 ) - در " كا " ، " پنج درم " آمده است . ( 46 ) - در " مر " ، " در بايسته تر از خون " آمده است . ( 47 ) - در " مر " ، " يا دو يا سه يا چهار و يا پنج جماع تهي گردد " و در " كا " ، " دو يا سه يا بر پنج جماع تهي گردد " و در مج 1 ) ، " دو يا سه يا چهار يا پنج بار بيش نيايد و تهي گردد " آمده است . ( 48 ) - در بعضي نسخه ها ( دمادما ) نيامده است . دمادما : نفس نفس ، تتابع نفس ، ضيق النفس 000 ( لغتنامه دهخدا ) 0 ( 49 ) - در " مر " ، " فرو شود " و در " كا " ، " چشم او دور افتند " و در مج ( 1 كلا اين جمله نيامده است . به نظر مىرسد نسخه صحيح باشد چرا كه چنين مردم به اصطلاح عوام " چشمهايشان گود مىشود " .