أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

998

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 2 ) . سغدو ، احتمالا از فعل سغماق - « سرد شدن » . زكى وليدى مىپندارد كه اين همان است كه كاشغرى سغت ( I ، 297 ) و سغدج ( I ، 379 ) مىنامد ؛ Picture ، 141 ، يادداشت 4 . در مورد اول در آنجا سخن از جگرآكند ( نوعى كالباس پخته ) تهيه شده از برنج ، گوشت و ادويه ، يعنى « حسيپ » ازبكى است ( در فرهنگ تركى باستان ، 5071 ) : sogut كه درست نيست ؛ اما در مورد دوم - سخن از غذايى نامعلوم است . كاشغرى ( I ، 349 ) خوراكى ديگر ( سقتو ) را نيز نام مىبرد كه جگرآكند پخته تهيه شده از گوشت ، جگر ( بدون برنج ) است ؛ قس . فرهنگ تركى باستان ، 509 : soqtu . 1099 . هندباء 1 - كاسنى با كسره [ حرف ] « دال » در پايان [ الف ] كشيده و با فتحه آن - كوتاه . [ كاسنى ] به رومى بكريذيا 2 ، انطوبيا 3 ، نيز طركسيمى 4 و طرسيمى ، به سريانى حدبى 5 و به فارسى كسناج 6 . نيز طلخه 7 و كسنى 8 [ ناميده مىشود ] . حمزه كسنى [ مىنامد ] و به سجستانى نيز چنين است . على بن منجم در انسان مىگويد كه اين هندبا به فارسى و خسّ به عربى است . پولس و ابو الخير « هندبا » ، « طروقسمون » 9 و « سنخوس » 10 مىنامند و مىگويند كه آنها از نظر طبيعت شبيه همديگرند . [ مؤلفى ] ديگر گفته است : ساختهء نجار از چوب اى تنديس * در ميانهء كليسا همچون ترديس ! 11 [ هندباء ] دشتى به سريانى حلياثا 12 ، نيز خس مرارى 13 و به فارسى طلخشكوك [ ناميده مىشود ] . مؤلّف الياقوته : لعاعه 14 همان « هندباء » است . ( 1 ) . Cichorium endivia L . و C . intybus L . ، سراپيون ، 165 ؛ ابو منصور ، 568 ؛ ابن سينا ، 198 ؛ غافقى ، 263 ؛ عيسى ، 4812 . « هندبا » يا « هندبا » از « انطوبيا » سريانى و آن نيز از يونانى نشئت مىگيرد ، ميمون ، 114 . ( 2 ) . بكريذيا - و يونانى . ( 3 ) . نسخهء الف : انطونيا ، بايد خواند انطوبيا ، نك . يادداشت 1 . واژهء « انطونيا » در نسخهء اصلى دوبار نوشته شده است . ( 4 ) . طركسيمى ، طرسيمى - يونانى ، Low , pf . ، 255 . اينك مىپندارند كه Taraxacum لاتين از « طرخشقوق » عربى - فارسى به وجود آمده است ؛ I , Low ، 434 ؛ غافقى ، ص 547 ، يادداشت 3 . ( 5 ) . حدبى ، قس . بر بهلول ، 71715 ؛ I , Low ، 434 .