أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
984
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىكنند كه به خزانههاى شاهان منتقل مىشود . در بغداد آن را « جنبذ » 34 و « ورد العروس » 35 مىنامند . اسف گل همان « ورد الكلب » ، 36 ديوگل 37 - ورد الشيطان 38 و به زبان جرامقه عرطانيثا 39 است . زيروگل 40 فقط در دارابجرد يافت مىشود ، سرخرنگ است و گياه اين گل روى ساقه [ راست ] نمىايستد . واداكيج گل 41 - گل گياه خاردار است و ازآنرو چنين ناميده شده كه هنگامى كه باد آرام مىشود ، خرمنداران يك گل اين [ گياه ] را مىمالند و در باد مىپراكنند 42 . هر گل 43 گلهاى زرد دارد ، پيش از گل دادن آن را همچون سبزى مىنگرند 44 اما پس از گل دادن از گلها به شمار مىآيد . وتير 45 - ورد سفيد ، [ نيز ] گل سفيد ، سرخ يا زرد گياه است . مؤلف المشاهير : وعاط 46 - ورد زرد و حوجم 47 - ورد سرخ است . [ شاعر ] گفته است : . . . نزديك ضيمران ، مورد * وعاط ، حوجم و وتير پيش از اين مىپنداشتم كه « ورد بدبو » - شقايق نعمانى است اما شخص معتبرى به من اطلاع داد كه در هند ورد سفيد با گلبرگهاى دوتايى 48 را ديده ، از آن خوشش آمده و يكى از آنها را كنده است ؛ وانگهى بوى ناپسندى احساس كرده كه پنداشته از مردارى در آنجاست . اما پس از بوييدن [ گل ] دريافته كه بدبويى از آن است و از تأثيرش تا دو روز در حالت گيجى بوده است 49 . « ورد بدبو » در عراق « گل روسپى » 50 ناميده مىشود . فكر مىكنم كه اين « موجه » باشد زيرا همانند ورد زرد بو ندارد و ميان اين دو [ گل ] در اختلاط دو رنگ مشابهتى وجود دارد و برگهاى هر دو آنها تيز [ بو ] تر از [ گلهاى ] آنهاست . مؤلّف المشاهير : جلسان 51 - ورد پخش شده 52 [ بر زمين ] است . اعشى گفته است : در برابر ما بينى جلسان ، بنفشه * سيسنبر و مرزنگوش زرد را 53 پولس : جانشين ورد خشك ، برگهاى خشك ليلنج است . ابو حنيفه : عبال 54 - ورد كوهى است و آن ممكن است سفيد ، سرخ و زرد باشد ، ميوههاى سرخ شبيه خرماى نارس و شيرين مانند خرماى تازه دارد و به صورت پيشكش دستبهدست مىگردد . مردم گمان مىبرند كه عصاى موسى از عبال بوده است . گلاب به رومى هيدروسطون 55 [ ناميده مىشود ] . رازى : جانشين روغن گل سرخ روغن بنفشه به كمترين مقدار است .