أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
983
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
[ گل ] سرخ ممكن است مضاعف 3 با گلبرگهاى بسيار و برهان 4 [ نيز ] با گلبرگهاى بسيار باشد كه آن را « طيار » 5 مىنامند و داروى شديدترين رنگ سرخ و زيباترين رنگ است ؛ آن را در عطرها و فقط در موارد ضرورى به كار مىبرند . بين [ گلهاى ] سرخ چنان گلى نيز يافت مىشود كه غنچههايش را پيش از شكفتن خشك مىكنند 6 و ساييدهاش را در عطرها به كار مىبرند . بهترين اين نوع را از ماسبدان 7 مىآورند . بهترين و خوشبوترين بين همه [ رزها ] - پارسى 8 به ويژه خوزستانى است . از آن گلاب مىگيرند ؛ اين [ گل ] مضاعف كمبرگ است ، چندان سرخ نيست و در تركيب همه عطرهاى زنانه و جوشاندهء بان وارد مىشود . آن [ از نظر طبيعت ] سرد ، خشك ، قابض و گويا معتدل ، نيكو براى معده و كبد است . تهيهء [ گلاب ] پيشهاى است ويژهء پارسيان ، نه عربها و ديگر ملتها . ورد به رومى ايثوس 9 و به سريانى وردا 10 [ ناميده مىشود ] . موجه به رومى ططريوغنون 11 ، به سريانى وردادصيارى 12 و به فارسى گل روسپيچه 13 [ ناميده مىشود ] . خوزى : ريشه « ورد بدبو » 14 مانند عاقرقرحا زبان را مىسوزاند . * ابن ماسه : « وردخر » در تأثير خود از ورد ضعيفتر است ، زردرنگ است و شكلش به شكل پرنده مىماند و بويى محسوس ندارد 15 . ورد عراقى [ و ] دمشقى - [ ورد ] سرخ است . ورد چينى نسرين است . در چين وردى وجود دارد كه يك گل آن در مشت نمىگنجد و يك بشقاب 16 را پر مىكند . برعوم 17 آن چيزى است كه نخست در گل پديد مىآيد . جورجيس در يك جاى « كنّاش » خود مىگويد كه از آن « خمر ورد » 18 [ تهيه مىكنند ] و صهاربخت آن را همچون جلنجبين 19 توضيح مىدهد . حمزه : [ وردى ] را كه از آن گلاب مىگيرند ، در فارس « آزادگل » 20 مىنامند . [ حمزه ] دربارهء گونههاى ورد مىگويد : ورد الموجه - دوروگل 21 و روسپىگل 22 كه آن را « زردسهر » 23 [ نيز ] مىنامند ، مضاعف - سدولك 24 و سدفر 25 كه در روستاى كيسران مىرويد و اين - دو قصر در رى است 26 و به همين جهت آن را « كيسرگل » 27 و همچنين « كرهگل » 28 مىنامند زيرا گل مضاعف « كره » 29 نيز ناميده مىشود . [ سپس ] شكنجهگل 30 است كه آن را « شهد ولك » 31 [ نيز ] مىنامند . گنبد گل 32 در كورهء سابور 33 وجود دارد ، به رنگ سرخ تيره است و اصلا نمىشكفد و بسيار تيزبو است . از آن روغن [ ورد ] استخراج