أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
975
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 1 ) . N . lutea , Nymphaea alba و N . LOTUS ؛ سراپيون ، 400 ؛ ابو منصور ، 552 ؛ ابن سينا ، 455 ؛ عيسى ، 15 125 . نيلوفر از « نيلوپر » يا « نيلوپرگ » فارسى گرفته شده است ؛ II , Vullers ، 1392 ؛ Lane ، 2871 . ( 2 ) . نيروفل ، قس . II , Low ، 281 . ( 3 ) . عقر نيروفل . ( 4 ) . بن ليلوفر ، ( بن ) نيلوپرگ . ( 5 ) . ورد الشمس ، ترجمه مستقيم « گل آفتاب » - Drosera rotundifolia L . ؛ بدويان ، 1467 ؛ قس . II , Dozy ، 795 . ( 6 ) . ورد المجوس ، در ديگر منابع نوشته نشده است . ( 7 ) . الخربرسته مترادف « آفتابپرست » I , Vullers ) ، 747 ) ، يعنى « پنيرك » ؛ نك . شمارهء 1014 ، يادداشت 9 . نسخهء فارسى : خبازى ، نك . شمارهء 369 . ( 8 ) . يرى احمر خيريا ، نسخهء فارسى : چيزى سرخ ، و در پى آن مىافزايد : « ابو ريحان گويد » . ( 9 ) . پدم ، قس . Platts ، 232 ؛ Dutt ، 110 . ( 10 ) . اليبروح ، نك . شمارهء 1110 . قس . ابن سينا ، 455 . ( 11 ) * . در Picture ، 139 - 140 درج شده است . ( 12 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : نيفاا ، بايد خواند نيمفاأ - يونانى ، ديوسكوريد ، III ، 126 ؛ در نسخههاى ب و پ به اشتباه به صورت عنوانى مستقل آورده شده است . نسخهء فارسى : نيلوفر . 1065 . نيل 1 از مرز « مغون » و « لاشگرد » تا مرز هرمز نيل مىكارند ؛ آن را در آن سوى دريا از كنارههاى شرق صادر مىكنند ، بهترين نوع آن « دانيطى » 2 ناميده مىشود . در ناحيهء « كلور » و « لوهاور » * نيز نيل مىرويد 3 و بهترين آن از « لامغان » است . اين چنان چيزى است كه با گذشت زمان نمىپوسد و از ميان نمىرود 4 . المشاهير : اين « عظلم » 5 است . ابو حنيفه : عظلم گياهى كوچك از ربه 6 است ، در گرماى تابستان 7 نيز مىرويد و همچنان سبز مىماند . افشردهاش به صورت خشكشده - نيلج و اين « سدوس » 8 است و از اينجاست كه لباس سبز را نيز « سدوس » مىنامند . باوجود اينكه [ عظلم ] در سرزمين عربها فراوان است ، [ نيلج ] را از آن به دست نمىآورند ، آن را در هند مىسازند زيرا [ عظلم ] در آنجا نيرومند است . جوشاندهء روناس را با آن مىآميزند و [ مىگذارند ] منجمد شود . مىگويند كه روناس را از نزد ما [ به آنجا مىبرند ] زيرا روناس در آنجا