أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

94

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

آورده است . « 387 » نام الاهوازى در صيدنه در بيست مورد آمده ، وانگهى در شمارهء 198 به اثر معارف وى اشاره شده كه بىشك مختصر كتاب معارف الروم ياد شده است . شايان ذكر است كه در دو عنوان كه نخستين بار در آنها به نام الاهوازى اشاره شده و با افتادگى در نسخهء عربى مواجه شده ، كاسانى مترجم فارسى صيدنه متوجه نشده كه معارف الروم نام كتاب الاهوازى است و در نتيجه جمله‌اى به اين شكل در شمارهء 132 ديده مىشود : « ابو الحسن اهوازى گويد باقلا را در معارف بلاد روم فاروطس گويند » ، در صورتى كه بايد چنين گفته شود : « ابو الحسن اهوازى در معارف بلاد روم گويد : باقلا را فاروطس گويند » « 388 » . در تمام نقل‌قول‌ها از اهوازى بدون استثنا به نام يونانى مواد دارويى اشاره مىشود كه خود دليلى به دست مىدهد تا تأكيد كنيم كه ابو الحسين احمد بن الحسين الاهوازى نامبرده در آثار الباقيه و الاهوازى صيدنه هر دو اشاره به يك شخص است . افزون‌بر آن ، كاملا امكان دارد كه مقصود از ابو الحسن الاهوازى گفته شده در بالا نيز همان شخص است ، به‌ويژه آنكه اين نام در شمارهء 32 صيدنه نيز به صورت ابو الحسن اهوازى نوشته شده است . ابن البطريق ابو زكريا يحيى ( يوحنا ) بن البطريق پسر ابو يحيى البطريق پزشك ( حدود سال‌هاى 796 - 806 ميلادى درگذشت ) « 389 » ، در دوران حكومت مأمون ( 813 - 833 ) مىزيسته و به كار ترجمه مىپرداخته است . او برخى از آثار افلاطون ، ارسطو ، بقراط و جالينوس را ترجمه كرده است . مىگويند كه زبان لاتينى را بهتر از زبان يونانى مىدانسته است . « 390 » ( 387 ) . بنابراين ، نام اثرش را كتاب دانش روميان ترجمه كرده‌ايم ؛ در چاپ روسى آثار الباقيه : كتاب در علوم نزد روميان . ( 388 ) . نيز نك . شمارهء 157 ، يادداشت 2 . ( 389 ) . سارتون ، I ، 537 . ( 390 ) . ابن ابى اصيبعه ، I ، 215 ؛ سارتون ، I ، 556 ؛ صفا ، 62 . چند ترجمه‌اش از آثار ارسطو به‌جا مانده است . بروكلمان ، I , GAL ، 203 ؛ I , SB ، 364 .