أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
913
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 2 ) . نسخهء الف : انيرون ، بايد خواند اديرون - يونانى ، ديوسكوريد ، V ، 9 ؛ نسخههاى فارسى و پ : نيرون . ( 3 ) . ميا ، نسخهء فارسى مىافزايد : « به فارسى آب گويند و به هندوى - پانى » . ( 4 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : اينكون ( ؟ ) ؛ نسخهء فارسى : ايبقون ، حنين ، 224 : . ( 5 ) . الميرون ، به يونانى - « شور » ؛ ديوسكوريد ، V ، 93 : المى ( ) . ( 6 ) . مليحا . ( 7 ) . شور . 972 . مكرر . ماقير 1 - گل درخت جوزبويا اين پوستهاى سرخگونى است [ كه ] آنها را از سرزمين بربر 2 مىآورند ، مزهء گس دارد و در نفث الدم 3 ، اسهال و درد مفصلها سودمند است . ( 1 ) . نسخهء الف : مافين ، بايد خواند ماقير ؛ زيرا متن اين عنوان تقريبا بهطور كامل با آنچه در ديوسكوريد ( I 88 ) دربارهء ماقير ( ) گفته شده مطابقت مىكند و آن نام يونانى « بسباسة » - پوسته پايك ميوهء جوزبوريا - Myristica fragrans Houtt . است ؛ عيسى ، 6 122 ؛ I , Low ، 10 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى ب ، پ و فارسى حذف شده است . ( 2 ) . من ارض بربر ، ديوسكوريد ، I ، 88 : « از سرزمينى كه ارتباطى با يونانيان ندارد » . ( 3 ) . تف خونى . 973 . مجموعة 1 الترنجى : [ مجموعة ] در نزد مردم بصره مشهور است و آن مخلوط 2 روغنهاى خيرى ، ياسمن ، سوسن ، بطم ، كرچك ، هسته زردآلو و غار است كه بهطور برابر [ گرفته شده ] با اندكى جند بيدستر و مشك ، [ همه را ] آهسته مىجوشانند . اين [ مخلوط ] در بيمارىهاى سرد به كار مىرود و آنگونه كه روغنهاى قسط و ناردين عمل مىكنند ، موجب خشكى نمىشود . ( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است . ( 2 ) . جمع ، مجموع . 974 . محروت 1 ابو معاذ و الرسائلى : [ اين ] ساقهء انجدان است . مىگويند كه اين اشترغاز است ؛ بهترين