أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

834

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

عرب او را « خصى الثعلب » 3 گويند ، نوع ديگر باريك‌تر باشد به هيئت . ديسقوريدس گويد : برگ او به برگ جوز مشابهت دارد ، اطراف او شكافته باشد مثل دندانه‌هاى اره و به هيئت دراز بود . ميوهء او به تخم معصفر 4 مشابهت دارد . دانهء او در ميانهء شكوفهء او بود و شكوفهء او به پشم ماند . ساق او تا مقدار سه ارش ببالد ، او را شاخه‌هاى بسيار بود از بيخ تا سر او و بر سر شاخه‌هاى او شبيه خشخاش قبه باشد . بر سر آن قبه شكوفه باشد كه به شكوفه معصفر ماند . بيخ او ستبر باشد و سخت و گران باشد به وزن ، هريك از بيخ او مقدار دو گز باشد به درازى ، عصارهء او تيز باشد به طعم و آب دهان را نشف كند 5 ، تيزى طعم او به شيرينى به هم آميخته بود و لون او به سرخى مايل باشد . نبات او بيشتر در زمين لوقيه باشد . قنطوريون خرد را در بعضى مواضع « لوفا صغير » 6 گويند و در كتب طب ، او را به اين نام هم تعريف كرده‌اند . قنطوريون بزرگ را « لوفاى كبير » 7 گويند . نبات قنطوريون خرد در بيابان‌ها بود 8 ؛ ساق نبات او مقدار يك بدست بود به درازى ، ميانهء او تهى و برگ او خرد بود و به برگ سداب ماند ، شكوفهء او بنفسجى بود . طعم او در غايت تلخى بود ، بيخ او خرد بود و از بيخ او انتفاعى نتوان گرفت 9 . محمد زكريا نيز گويد : نبات او دو نوع است ، يك نوع از او بزرگ‌تر است و نوع ديگر خرد است ؛ نبات هر دو نوع در آخر فصل بهار پديد آيد از زمين . برگ او به برگ كرب 10 ماند كه به لغت عرب او را « اثل » گويند . ابو معاذ گويد : عرب او را « عرطب » 11 گويد ، برگ او به برگ طرخون مشابهت دارد جز آنكه از برگ طرخون باريك‌تر بود . لون او به زردى مايل باشد . يك نوع از قنطوريون عربى است و نوع ديگر بابلى و آنچه عربى است نيكوتر است از بابلى . رسائلى گويد : هرچه طعم او تلخ‌تر باشد ، در منفعت زيادت بود . ديسقوريدس گويد : قنطوريون خرد را به لغت رومى [ قنطوريون ] طومقرون 12 گويند ، معنى [ واژهء ] « طومقرون » به لغت پارسى « خرد » باشد . اين نوع را « لمنيسون » 13 نيز گويند به طريق نسبت ، بدان سبب كه لمنى 14 به لغت رومى « آب ايستاده » را گويند و منبت اين نوع همه در آب ايستاده باشد . ساق او از بدستى زيادت بود ، شكوفه او به لون سرخ باشد و به لون بنفسجى مايل بود ؛ طعم برگ او تلخ بود ، تر باشد و آبناك ، بيخ او نامنتفع است و برگ‌هاى نبات او خرد باشد . ( 1 ) . از يونانى ( ديوسكوريد ، III ، 6 ، 7 ) ؛ قنطوريون بزرگ - Centaurea centaurium L . قنطوريون كوچك - Erythraea centaurium Pers . ؛ ابو منصور ، 446 ؛ ابن سينا ، 616 ؛ ميمون ، 333 ؛