أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
813
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 5 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : اذا أخذ من البحر و هو رطب . . . ، اين نقل از جالينوس را غافقى ، 259 و ابن بيطار ، جامع ، I ، 119 نيز مىآورند : اذا اخذ هذا من الشجر و هو رطب طرى . . . - « هنگامى كه آن را از درخت مىگيرند و آن هنوز تازه و تر است . . . » . ( 6 ) . الصوفانية ( ؟ ) ؛ قس . بر بهلول ، 14 1683 و Low , pf . ، 250 : صرفوقا ، صربوقا ، صرنوفا . ( 7 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : تقوس يفيفوس ، بايد خواند ققّوس بفيقوس - يونانى ، ديوسكوريد ، IV ، 41 . ( 8 ) . كرمج . ( 9 ) . الارجوانى - رنگ سرخ ؛ قس . شمارهء 45 ، يادداشت 8 . قطعهء * 9 در Picture ، 130 درج شده است . 837 . قرميس 1 - كرم سرخ اين به سريانى صريرفا 2 و زحوريثا 3 ، و به فارسى كرميس 4 است . ( 1 ) . اين ظاهرا نقل عربى واژه Kermes ( نك . شمارهء 443 ، يادداشت 1 ) و مربوط به عنوان پيشين است . اما چون در نسخههاى الف ، ب و پ به صورت عنوانى مستقل آمده است ، ما نيز چنين كرديم . در نسخهء فارسى حذف شده است . در ديگر منابع دسترس ما واژهء « قرميس » نوشته نشده است . ( 2 ) . صريرفا ، نك . شمارهء 836 ، يادداشت 6 . ( 3 ) . زحوريثا ، قس . Low , pf . ، 250 . ( 4 ) . كرميس . 838 . قزم 1 - داروى مركب قابض اين چيزى [ است ] كه زنها آلت تناسلى خود را با آن تنگ مىكنند ، آن [ عبارت از ] رامك يا هستهء كشمش است . الحارث بن ظالم اسير شد ؛ زنى از كنارش مىگذشت و گفت : « از اسيرتان مراقبت كنيد زيرا او شاه است يا دوست شاه » . [ مردم ] گفتند : « چگونه دانستى ؟ » پاسخ داد : « مىبينم كه سر آلت تناسلىاش از قزومه زنان 2 سياه است . » 3 ( 1 ) . چنين است در نسخهء الف ، در ديگر منابع نوشته نشده و در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . قزومة النساء . ( 3 ) . در پى آن سخنانى است مربوط به شمارهء 834 : « قرم درختى است كه در كنارهها مىرويد ، آب شور مىنوشد ، تخمهايش مانند باقلى پهناند ، چوبش را براى پايههاى تابوت به كار مىبرند زيرا سنگين و كج است . برگهايش نمىريزند » .