أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
814
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
839 . قسط 1 مىگويند كه تلفظ سهگانهء اين واژه وجود دارد : « قسط » ، « كسط » و « كست » 2 . حمزه : كستدار همان هنهدار 3 است . آن به هندى كت 4 و به رومى قسطوس 5 است . در الصيدنه [ نقل ] از ديسقوريدس 6 : بهترين [ قسط ] آن است كه در سرزمينهاى عرب وجود دارد و سفيد ، سبك و خوشبوست . در پى آن هندى است - كلفت ، سياه ، سبك ؛ سپس سورى است - سنگين ، به رنگ شمشاد 7 و با بوى نافذ . بهترين [ قسط ] تازه ، سفيد ، پر ، [ كرم ] نخورده است و بدبو نيست 8 ، زبان را مىسوزاند و مىگزد . آن را با ريشههاى سخت راسن مىآميزند ، اما [ راسن ] زبان را نمىگزد و تفاوت آنها نيز در همين است . [ افزونبر اين ، راسن ] آنچنان بوى شديد و نافذ همانند بوى [ قسط ] را ندارد . صهاربخت : [ قسط ] دريايى شيرين ، سفيد و كلفت است ، آن را در عطرها به كار مىبرند . [ قسط ] هندى تلخ است ، نازكتر از پيشين و مايل به سياه است ؛ آن را در داروها به كار مىبرند . مىگويند كه گاهى [ قسط ] سمى پيدا مىشود كه از روى سياهى و سنگينىاش 9 مىشناسند . مىگويند كه قسط شيرين را كه « دريايى » ناميده مىشود ، از حبشه مىآورند . بهترين [ نوع ] آن سفيد و پوستنازك است ؛ [ قسطى ] با بوى سنگين به نام « قرنفلى » و « كشمشى » 10 [ ؟ ] يافت مىشود ؛ [ قسط ] تلخ هندى سفيد نيز وجود دارد ، آن را از هند مىآورند . الرسائلى : اگر نتوان [ قسط ] دريايى و هندى را يافت ، آنگاه راهن 11 را جانشين آنها مىكنند و اين راسن است . سومين [ نوع ] قسط - فارسى است . * يحيى و خشكى : [ قسط ] دريايى را از حبشه مىآورند ، در آنجا 12 آن را به صورت تر و تازه مىخورند . بهترين [ نوع ] آن سفيد ، پوستنازك ، شبيه انگشتان اما درشتتر از آنهاست ؛ آن مانند هويج خشك و پوستكنده است و در تركيب عطرها وارد مىشود . خشكى : يكى از دريانوردان 13 به من اطلاع داد كه در شكافهاى تخته سنگها در كوههاى ماهات و در قلههاى آنها [ قسط ] مىرويد ، آن را « كن » 14 مىنامند . آن را مىخورند ، اما مادهاش 15 بد است و سختى [ نوع ] حبشى را ندارد ، ريشهها و برگهايش همانند كرفس كوهى است . هنگامى كه در جبال بودم ، [ قسط ] را به مقدار زياد در كوههاى ابهر و زنجان ديدم . نوعى [ قسط ] به نام زيلعى 16 وجود دارد ، آن قوى نيست ، رختخواب و ننوى كودكان