أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

806

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

823 . قردمانا 1 گاهى آن را قرطمانا 2 مىنامند . بشر : آن با « دال » و « طا » [ نوشته مىشود ] ؛ اين [ واژه ] رومى است ؛ [ آن را ] به فارسى كرويا رومى 3 و به سندى به سودا 4 [ مىنامند ] . [ قردمانا ] شاخه‌هايى است ؛ كرويا رومى ريز و سفيدگون است ، مزه‌اش شبيه [ مزهء كرويا ] نبطى اما تندتر است . ديسقوريدس 5 : قردمانا در ارمنستان ، عربستان و هند يافت مىشود . گونه‌اى از آن را برگزين كه به دشوارى خرد مىشود ، بوى شديد دارد ، زبان را مىگزد و داراى اندكى تلخى است . جالينوس قردامومون 6 [ مىنامد ] و [ مىگويد كه ] آن دو نوع است . پولس : جانشين [ قردمانا ] سعد است . ارجانى : بهترين [ قردمانا ] به دشوارى خرد مىشود ، پر ، سخت ، با بوى نافذ و مزهء تند و اندكى تلخى است و از ارمنستان مىآورند . آن شاخه‌ها و خرده‌چوب‌هاى زرد و گردرنگ است . روى آنها گل‌هايى شبيه باذآورد نيز وجود دارد . آن بو و مزهء تند دارد . جانشين آن اسپند يا اذخر است . ( 1 ) . از يونانى ( ديوسكوريد ، I ، 5 ) كه در نزد مؤلفان يونانى به معناى « هل » است ؛ تئوفراست ، 543 . در اينجا نيز به نقل از ديوسكوريد ، ظاهرا سخن از هل است . لكن مؤلفان شرقى زيره وحشى - Lagoecia cuminoides L . را با اين نام مشخص مىكنند ؛ ابو منصور ، 461 ؛ ابن سينا ، 613 ؛ ميمون ، 334 ؛ عيسى ، 1044 ؛ III , Low ، 439 . ( 2 ) . قرطمانا ، قس . عيسى ، 1044 . ( 3 ) . كرويا رومى يعنى « زيرهء رومى » ؛ نك . شمارهء 894 . ( 4 ) . به سودا طبق Platts ، 177 ، Asparagos racemosus - bahu - sut ( مارچوبه ) است . ( 5 ) . قس . ديوسكوريد ، I ، 5 . ( 6 ) . قردامومون ، نك . يادداشت 1 . 824 . قرقومغما 1 رازى : [ اين ] درد روغن زعفران است . ديسقوريدس : بهترين [ قرقومغما ] خوش‌بو ، سياه است كه در آن تراشه‌هاى ريز وجود ندارد 2 . اگر آن را [ در آب ] 3 خيس كنيم ، آن‌گاه رنگش بسيار نزديك به رنگ زعفران