أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
772
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
771 . فسال 1 - ؟ رازى : اين ريشههايى به صورت تراشههاى كج سفيدرنگ با مزهء گوشت حنظل است . آنها بسيار شبيه تكههاى چوب چينخوردهاند ، مزهء تند دارند ، از نظر رنگ به قسط مىمانند جز اينكه اندكى مايل به سفيدند . ( 1 ) . خواندن مشروط است ؛ در ديگر منابع دسترس ما نوشته نشده است ، فقط محيط اعظم ( III ، 262 ) خلاصه آنچه در بالا گفته شده تكرار مىكند . 772 . فسطاريون و فرسطاليون 1 - شاهپسند دارويى ابو معاذ : [ اين ] « رعى الحمام » 2 است . ابو تراب : اين علف همان « رعى الحمام » نامبرده در باب « را » است و فكر مىكنم با « قاف » [ نوشته مىشود ] ؛ مىپندارند با « فا » نيز باشد زيرا جالينوس آن را با ريسطاريون 3 مىنامد و « با » 4 در تعريب به « فا » بدل مىشود . ( 1 ) . هر دو واژه تحريف يونانى - Verbena officinalis L . است ؛ عيسى ، 3 188 ؛ نيز نك . شمارهء 468 . ابن بيطار ، تفسير ، ورق 35 الف نوشتار درستترى به دست مىدهد : فارسطاريون . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . رعى الحمام - نام عربى شاهپسند دارويى ، نك . شمارهء 468 . در پى آن در نسخهء الف واژهء نامفهوم « جينه » . ( 3 ) . نك . يادداشت 1 . ( 4 ) . منظور « پ » است . 773 . فستق 1 - پسته حمزه : [ پسته را ] در برخى فرهنگها « ونكزكانى » 2 مىنامند . ( 1 ) . يا فستق ، معرب « پسته » فارسى ؛ Lane ، 2395 ؛ II , Vullers ، 680 ؛ - Pistacia vera L . ؛ سراپيون ، 407 ؛ ابو منصور ، 418 ؛ ابن سينا ، 589 ؛ ميمون ، 301 ؛ عيسى ، 1 142 . ( 2 ) . ونكزكانى . 774 . فسافس 1 - ساس الحاوى : اين حيوانى شبيه كنه 2 است ، در شام به اين نام معروف است و در تختخوابها ديده مىشود .