أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
710
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 1 ) . نسخههاى الف و ب : طيار ، همينگونه نيز II , Dozy ، 80 و I ، 156 ؛ در نسخهء فارسى حذف شده است . صورت صحيح آن « طبّار » است ( نك . لسان العرب ، IV ، 495 ؛ تاج العروس ، III ، 355 ؛ II , Vullers ، 530 ؛ ابو حنيفه ، 125 ) - Ficus carica L . ؛ عيسى ، 4 83 . ( 2 ) . التين الرحانى ، بين انواع انجير كه در ابو حنيفه ( 125 ) آورده شده اين نوع نوشته نشده است . ( 3 ) . نسخهء الف : ابن الاوانى ، بايد خواند ابن الاعرابى . حرف ظ ( ظاء ) 689 . ظيّان 1 مؤلّف المشاهير : اين « ياسمين دشتى » است . نزد ابو حنيفه نيز همينگونه است ، او مىگويد كه روغن را [ با ظيان ] خوشمزه مىكنند ؛ اين « ياسمين دشتى » است . ( 1 ) . Clemasis angustifolia Jacq ؛ ميمون ، 64 ؛ عيسى ، 5 52 ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 44 . اين نام مىتواند به معنى Jasminium fruticans L . نيز باشد ؛ عيسى ، 7 101 . ( 2 ) . ياسمين البر ، نك . شمارهء 1108 . ( 3 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : « ظلف - سم . به لغت عرب سنب ستور را كه شكافته باشد ، « ظلف » گويند » . حرف ع ( عين ) 690 . عاقرقرحا 1 اين ريشه « طرخون » رومى است ، مىگويند فارسى است . * طرخون در كوههاى باميان بزرگ مىشود ، برگهايش نيز درشت مىشوند ، ريشهء كلفت دارد ، كلفتتر از عاقرقرحا 2 و مانند [ عاقرقرحا ] تند است . الدمشقى : بقلة العاقرقرحا 3 همان طرخون است . الصيدنه : بهترين [ عاقرقرحا ] تندمزه ، زبانسوز ، سرخفام در محل شكستگى و به ضخامت يك انگشت است . جالينوس در الميامر [ مىگويد ] كه نام اين [ گياه ] به زبان يونانى از [ واژهء ] « آتش » 4