أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

711

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

ساخته شده است . ديسقوريدس 5 : گياه « فورثرون » 6 تاجى دارد شبيه تاج گل شويد و آن شبيه مو است . ريشه‌اش به ضخامت يك انگشت است و زبان را مىگزد . ابن ماسويه : جانشين [ عاقرقرحا ] در درد گلو - كبابه ، در دردهاى شكم و سر و هم‌چنين براى غرغرهء گلو - ريشهء طرخون فارسى و در [ بيمارى ] كبد - دارفلفل است 7 . ( 1 ) . نام با منشأ سريانى - Anacyclus pyrethrum DC . مترادف Anthemis pyrethrum . ؛ سراپيون ، 348 ؛ ابو منصور ، 404 ؛ ابن سينا ، 536 ؛ ميمون ، 299 ؛ عيسى ، 11 14 ؛ Low , pf . ، 298 . ( 2 ) * . در Picture ، 127 درج شده است . ( 3 ) . بقلة العاقرقرحا - « سبزى عاقرقرحا » . ( 4 ) . نام يونانى اين گياه ( از - آتش ) است . ( 5 ) . قس . ديوسكوريد ، III ، 60 . ( 6 ) . فورثرون ، نك . يادداشت 4 . ( 7 ) . در حاشيهء نسخهء الف افزوده شده است : « بشر : [ عاقرقرحا ] به رومى كيكرا ، مىگويند كاكره [ قس . II , Vullers ، 778 ] ، به فارسى كزطلخون [ II , Vullers ، 829 : « كزطرخون » ناميده مىشود ] . در حشايش : ساقه [ عاقرقرحا ] شبيه ساقهء الحرف البر يا ساقهء سوس است . كيسه‌اى شبيه رازيانه دارد ، مانند قرقرهء گرد است . ريشه‌اش به ضخامت انگشت بزرگ است و مزهء تند دارد » . 691 . عثق 1 ابو حنيفه از يك اعرابى [ روايت مىكند ] كه اين گياهى است به قد آدمى ، برگ‌هايش شبيه برگ‌هاى كبر ، و خشن و ضخيم است . مانند كتم 2 در بلندىها مىرويد . هيچ‌كس آن را نمىخورد ، آن را مىكوبند ، شيره‌اش را مىگيرند همان گونه كه شيرهء خطمى را مىگيرند ، سپس [ شيره ] را غليظ مىكنند و به جاهاى گرم [ بدن ] كه در معرض باد نيست 3 ، مىمالند . هنگامى كه خشك شد باز هم تكرار مىكنند ، آن‌گاه مانند نوره 4 اما آهسته‌تر موها را مىزدايد . در كتاب النبات به « عثر » 5 برخوردم كه مانند آنچه در بالا آمده وصف شده است . ( 1 ) . برخىها مىپندارند كه اين شمشاد - Buxus sempervirens L . است ، نك . بدويان ، 752 . طبق عيسى ( 24 34 ) شمشاد - عنق است نه عثق . ( 2 ) . نسخه‌هاى الف ، ب ، پ : الكيم ، نسخهء فارسى : كنم ، بايد خواند الكتم ، قس . لسان العرب ، X ، 238 . نك . شمارهء 882 .