أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
693
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 4 ) . نسخهء الف : لكژ ، نسخهء فارسى : لكچ . Platts ، 959 : لكچ Artocarpus laoucha - ( lakac ) و ميوهاش . ( 5 ) . قمحادرزى . ( 6 ) . طبقشير و طواخشير ، قس . بر بهلول ، 22 786 . ( 7 ) . القنا ، نسخهء فارسى : نىنيزه . نك . شمارهء 382 ، يادداشت 5 . ( 8 ) . نسخهء الف : واژه ناخوانا ؛ نسخهء پ : متانة ، Picture ، 126 : تنانه . ( 9 ) . نسخهء الف : جيمود ، بايد خواند جيمور . ( 10 ) * . در Picture ، 126 درج شده است . 659 . طاليسفتر 1 [ اين ] نام هندى است . جالينوس : [ طاليسفتر ] پوستى است كه از هند مىآورند ، مزهاش به شدت گس است و با اندكى تندى و عطر همراه است ، مانند ديگر ادويه خوشبوست . آن را كندپتر 2 مىنامند . مىگويند كه اين درختى است كه برگهايش شبيه 3 برگهاى زيتون و مازريون است . ( 1 ) . تالسپترى هندى - Flacourtia cataphracta Willd . ؛ ( Platts ، 306 ؛ ميمون ، 212 ) ، يا Taxus Baccata L . ( سرخدار ، ميمون ، 38 ) ، يا Dutt ; Abies webbiana Lindl . ، 321 . اما منابع عربى و فارسى به « طاليسفر » يا « طالسفر » اشاره مىكنند و با بسباسة Myristica fragrans Houtt . يكسان مىدانند ؛ سراپيون ، 83 و 489 ؛ ابو منصور ، 386 ؛ ابن سينا ، 309 ؛ عيسى ، 6 122 ؛ II , Dozy ، 19 ؛ II , Vullers ، 529 . اين عنوان در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى ب ، پ و فارسى حذف شده است . ( 2 ) . كنديتر ، بايد خواند كندپتر ( ؟ ) . ( 3 ) . واژهء ناخوانا . ترجمه مشروط است . 660 . طاليقون 1 - هفتجوش مىگويند كه آن را از برنج 2 تهيه مىكنند . در كتاب الاحجار [ گفته مىشود ] كه اين از جنس مس است اما [ مردمان ] قديم با [ افزودن ] داروهاى تند زهرآگينش مىكردند 3 بهگونهاى كه اگر با گوشت و خون مىآميخت ، زيانآور مىشد . موچين براى مژههاى [ زائد ] را از آن مىسازند ، در نتيجه آنها ديگر افزايش نمىيابند .