أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
689
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
653 . ضرو 1 خشكى ، يحيى و ابن ماسه : [ اين ] صمغ درختى است به نام « كمكام » كه در يمن [ مىرويد ] . مىگويند كه كمكام پوست اين [ درخت ] است . جالينوس از مادهاى به نام رب الضرو 2 [ نام برده ] و رازى آن را در حاوى شرح داده است . او در جايى ديگر گفته است كه آن را به مكه مىآورند و آن قلاع 3 را آنا از راه انقباض تسكين مىدهد . مىگويند كه ضرو چيزى سرخرنگ شبيه عدس است و در مغرب مىرويد ؛ مىپندارم - در عربستان . الخليل : [ اين ] محلب است . اصمعى : ضرو ميوه « درخت سقز » است . حمزه : صمغ [ ضرو ] درواژد 4 است . ضرو با كسره توله 5 است . ديسقوريدس : ضرو همان بطم است . جبريل : [ ضرو ] صمغى خوشبوست كه از يمن مىآورند و درختش كمكام است . ابو حنيفه : صمغ ضرو مزهء گلاب 6 را بهتر مىكند 7 و در بخورها نيز به كار مىرود . درخت ضرو و بطم كه صمغش « علك الانباط » ناميده مىشود ، گويى با يكديگر مطابقت مىكنند 8 . [ لكن ضرو ] در كوههاى يمن بسيار است و نشنيدهام كه بطم جايى در سرزمين عربها روييده باشد 9 . بزرگترين رستنگاههاى ضرو در دو درهء يمن - براقش و هيلان واقع است . ابو حنيفه [ مىافزايد ] كه درخت ضرو به درخت عظيم بلوط مىماند جز آنكه نرمتر است ، كنارهء برگهايش نيز نرم و متمايل به سرخ است و ميوههايى به صورت خوشه همانند بطم به بار مىآورد ؛ اما دانهها درشتترند 10 و هنگامى كه مىرسند سرخ مىشوند . از شيرهء برگهايش شربتى براى « خشونت سينه » 11 مىسازند . صمغش ابتدا كوچك است ، سپس همانند خربزه [ بزرگ ] مىشود . از ضبر شيرابهاى چسبناك شبيه قار 12 جارى مىشود . صمغش را به عطرها مىافزايند . ( 1 ) . درخت مصطكى - Pistacia lentiscus L . يا درخت سقز - Pistacia terebinthus L . ، نيز صمغ اين درختان ؛ ابو منصور ، 373 ؛ ابن سينا ، 792 ؛ ميمون ، 66 و 352 ؛ عيسى ، 14 141 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . رب الضرو - شيره غليظ ضرو .