أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
660
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
آيد ، بول او كثيف باشد . لون [ شلاجت ] سياه بود به شبه قار و چرب باشد . ممكن است كه در اول تنك باشد اما چون مدتى بر او بگذرد كثيف شود . ابن دريد گويد : كميز گورهخر را عرب صن 7 گويد و چنين گويند كه چون او به مرور ايام كثيف شود ، او را اطبّا در ادويه به كار برند . ثعلب از سلمه روايت كند كه گفت : « من از فرّاء شنيدم كه صن كميز حيوانى است كه عرب او را و بر گويد به سكون باء » . ليث گويد : و بر 8 حيوانى است به هيئت مقدار گربه ، لون او گردفام بود ، چشم آن در غايت حسن و ملاحت باشد . يكى از خواص آن حيوان آن است كه در غايت شرمسارى 9 باشد . موضع اين حيوان در اقصا بلاد شام است » . ( 1 ) . در فرهنگهاى عربى و فارسى ( Lane ، 1404 ؛ I , Dozy ، 672 ؛ II , Vullers ، 315 ) . سلاحة و سلاحه ، وانگهى اشاره مىكنند كه اين واژه از نام كوه سلاحه مىآيد ( نيز قس . محيط اعظم ، II ، 47 ) . بيرونى در الجماهر ( 193 ) در پايان عنوان موميا از داروى بسيار نادر شلاجة سخن مىگويد كه توصيف آن با آنچه در اينجا دربارهء شلاجت گفته مىشود ، تقريبا بهطور كامل مطابقت دارد . از مقابلهء تفسير فرهنگها با سخنان بيرونى معلوم مىشود كه سلاخة ، سلاحه ، شلاجة ، شلاجت و سلاجت نوشتارهاى گوناگون يك واژه است . سلاجت يا سلاجتو - واژه سانسكريت به معناى « صمغ سنگ » است ؛ Platts ، 668 ؛ Dutt ، 95 . با اين اصطلاح مادهاى چسبناك روغنى به رنگ تيره را مشخص مىكنند كه به ظاهر شبيه مقل است ، تلخمزه است و بوى تندى شبيه بوى شاش گاو را دارد ؛ Dutt ، 95 . اين ماده اينك نيز در هند به عنوان داروى مخصوص سوءهاضمه و ديگر بيمارىها به كار مىرود ؛ اى . د . استروشين . منابع پزشكى باستان ( هند و مصر ) . از تاريخ علم و تكنيك در سرزمينهاى خاور ، جزوهء يكم ، مسكو 1960 ، ص 338 . ( 2 ) . نسخهء فارسى : چنين گويند كه نيترو كه يكى از اصحاب تجارب بود . در الجماهر ( متن عربى ، 206 ) در جاى مربوط : نهض ابو نصر الى ييرو الى نهايته فى شغل فكلفه البحث عن هذا الدواء « ابو نصر براى كارى عازم ييرو [ ؟ ] شد و تا مرز آن رفت . او جستجوى اين دارو را به عهده گرفته بود » . ( 3 ) . بول گورهخر . ( 4 ) . گوركميز - شاش گورخر . ( 5 ) . تولد او از كميز الهاز [ كميز هاء ] بز كوهى است . ( 6 ) . وقت كشتى او ، بايد خواند وقت گشنى او ، الجماهر ، متن عربى ، 206 : الاوعال فى هيجانها . ( 7 ) . صّن ، طبق Lane ( 1730 ) اين شاش و بر است ؛ نك . يادداشت 8 . ( 8 ) . و بر - Lane , Hyrax Syriacus ، 2915 . ( 9 ) . در غايت شرمسارى .