أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

654

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

درمانى ، هيچ اطلاعى ديگر به دست نمىدهد . 603 . شحم الارض 1 ابن ماسويه گويد : شحم الارض قسط را گويند . جاحظ 2 گويد : شحمة الارض را شحمة الرمل 3 نيز گويند . جرم اين [ حيوان ] سپيد بود و در نظر خوب نمايد . برو نقطه‌هاى سرخ و زرد باشد و پنجهء 4 زنان را به اين معنى به او تشبيه كنند . او از عظايه در عرض زيادت باشد و از جملهء خزندگان 5 به صورت خوب‌تر باشد . عادت او آن باشد كه چنان‌كه ماهى در آب غوطه خورد و سياحت كند ، او در خاك و ريگ هم‌چنان كند . معنى لفظ « شحم » به لغت پارسى پيه باشد و انواع پيه حيوانات بسيار است و در هريك خاصيتى ديگر است 6 . ( 1 ) . به عربى « پيه زمين » ؛ در اينجا سمندر خالدار - Salamandra maculosa Lour . ؛ ميمون ، 402 ؛ Lane ، 513 ؛ II , Dozy ، 603 . كرم زمين را نيز با اين نام مشخص مىكنند ( قس . شمارهء 94 ، يادداشت 2 و شمارهء 389 ، يادداشت 3 ) و هم‌چنين برخى از گياهان را مانند كماة ( قس . شمارهء 919 ) و Garcinia I , Dozy ; mangostana L . ، 732 . ( 2 ) . نسخهء فارسى حاحظ ، بايد خواند جاحظ . ( 3 ) . شحمة الرمل - « پيه ريگ » . ( 4 ) . نسخهء فارسى : كف دست . ( 5 ) . جنبدگان . ( 6 ) . سپس از خواص درمانى پيه حيوانات گوناگون سخن مىگويد : خوك ، بز ، مرغابى ، مرغ خانگى ، خروس ، شير ، گاو ، خرس ، ماهى ، الاغ ، كوهان شتر ، گوزن و روباه . 604 . شقاقل 1 شقاقل بيخ گزر دشتى را گويند و « دوقو » تخم او را گويند . او را از سمرقند به اطراف برند . به هندى او را كيركاكول 2 گويند . ( 1 ) . Malabaila sekakul Russ . يا M . pumila Rois يا Pastinaca schekakul Russ . . شقاقل ممكن است به معناى . Eryngium campestre L . نيز باشد ؛ سراپيون ، 449 ؛ ابن سينا ، 697 ؛ ميمون ، 361 ؛ III , Low ، 450 ؛ عيسى ، 17 135 . اين عنوان در Picture ، 125 درج شده است . ( 2 ) . محيط اعظم ، II ، 123 : كاكول .