أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

651

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

599 . شبرق 1 ابن شميل گويد : هرچه باريك باشد و ضعيف از انواع گياه چه علف يا درخت يا خار و غير آن ، عرب او را شبرق گويد . زجّاج گويد : شبرق نوعى است از انواع خار چون تر باشد و چون خشك شود او را ضريع 2 گويند . ابو زيد گويد : منبت شبرق در زمين نجد است و تهامه ، او را ميوه‌اى باشد به هيئت خرد ، شكوفهء او به لون سرخ بود و بعضى از عرب او را حلّه 3 گويند . ثعلب از ابن الاعرابى روايت كند كه حله گياهى است كه چون اشتر از او بخورد ، شير از پستان او بيرون آيد . زجاج گويد : شبرق علفى است كه اطراف نبات او به سرهاى نيزه مشابهت دارد . او را « ضريع » نيز گويند ، منبت او در ريگ‌ها باشد و چريدن او حيوان را نيك نبود . ( 1 ) . Convolvulus hystrix V . و Ononis antiquorum L . ؛ ميمون ، 372 ؛ عيسى ، 15 56 ؛ ابو حنيفه ، فرهنگ ، 40 ؛ نيز قس . I , Dozy ، 720 . ( 2 ) . ضريع ، نك . شمارهء 654 . ( 3 ) . حلّه ، قس . عيسى ، 15 56 ؛ لسان العرب ، X ، 172 و ، XI ، 173 . طبق ابو حنيفه ( 282 ، فرهنگ ، 29 ) : Indigofera spinosa Forsk . . 600 . شبرم 1 ابو عمرو گويد : شبرم نوعى است از انواع معارف نبات . ابو سلمه از فرّاء روايت كند : شبرم دانه‌اى است كه به نخود مشابهت دارد به لون و به هيئت ؛ نبات او را خار بسيار باشد و شكوفهء او سرخ بود . طايفه‌اى از عرب گفته‌اند ساق نبات او به اندازهء بالاى كودك نشسته بود يا مقدار بزرگ‌تر ، برگ‌هاى او دراز باشد و باريك و لون او در غايت سبزى بود . منبت او در ريگ توده‌ها و كوه‌ها بود . طايفه‌اى از عرب گفته‌اند كه شبرم نباتى است و او را دانه‌هاى سخت باشد كه اشتر و گوسفند به او رغبت نمايد . محمد زكريا گويد : شبرم دانه‌اى است كه او را در بستان‌ها تربيت كنند چنان‌كه كشت‌هاى ديگر را . نبات او به صورت خوب بود ، از نبات او [ شاخه‌هايى ] به هيئت نى 2 باريك پديد آيد ، قامت او راست باشد و او را زغب بسيار بود . برگ او به برگ درخت زيتون مشابهت دارد . چون برگى از او شكسته شود از او به شبه شير آبى بيرون آيد . عامهء