أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

652

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

مردم او را « حب الفراط » 3 گويند به سبب آنكه چون از او خورده شود اسهال آرد و غثيان [ دل به هم خوردگى ] پديد آورد . او را « شبرم » گويند اما عامهء مردم او را به اين نام نشناسند . چنين گفته‌اند كه او از انواع يتوع‌هاست و ذكر يتوعات و انواع او در حرف « ياء » 4 گفته شود ، ان شاء الله عز و جل . محمد زكريا از ابن جريج و رسائلى چنين حكايت كند كه از انواع شبرم آن نيكوتر باشد كه لون او به سرخى مايل باشد و آن سرخى او مختفى نمايد در نظر و نيك پديد نبود . بر موضعى از مواضع نبات او پوستكى تنك باشد و آن پوست درهم پيچيده باشد . علامت ردائت در او آن است كه جرم او غليظ باشد و به اندكى جهد شكسته شود و سرخى در لون او اندك باشد ، و آنچه ازو به لون سرخ باشد [ اما بر اثر شكستن ، چيزى ببينى كه ] 5 به رشته‌ها مشابهت دارد [ نيز بد است ] . * آنچه نيكوست از او بيشتر از زمين نصيبين باشد و آنچه نيك نيست منبت او در زمين فارس باشد 6 . ( 1 ) . Euphorbia pithyusa L . ؛ سراپيون ، 456 ؛ ابو منصور ، 360 ؛ ابن سينا ، 706 ؛ ميمون ، 366 ؛ عيسى ، 6 80 ؛ I , Dozy ، 720 . ( 2 ) . بى ، بايد خواند نى . ( 3 ) . حب الفراط - « حب مقعد » . ( 4 ) . نك . شمارهء 1112 . ( 5 ) . اين‌جاى متن فارسى كاملا روشن نيست ؛ قس . ابن بيطار ، دست‌نويس ، ورق 324 الف : و اذا كسرته او ينكسر من غلظه و رايت فيها شبيها بالخيوط فذلك شر الشبرم - « اگر آن را بشكنى يا خود از ستبرى بشكند و چيزى شبيه نخ در آن ببينى ، آن شبرم بد است . » * ( 6 ) . در Picture ، 125 درج شده است . سپس در بخش « خاصيت » گفته شده است : « ابو ريحان از ارجانى و حنين روايت كند كه شير او را استعمال نشايد » . 601 . شجرة مريم 1 صهاربخت گويد : نباتى كه او را شجرة مريم خوانند ، به لغت تازى او را عبوثران 2 نيز گويند . ليث گويد : او نباتى است كه به قيسوم مشابهت دارد بدان معنى كه نبات هر دو خاك‌فام است و بويشان خوش بود جز آنكه بوى عبوثران خوش‌تر باشد از بوى قيسوم . شاخ‌هاى نبات او باريك بود و چون ميوه او خشك شود لون او زرد شود و تيره رنگ . در