أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

577

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

كريموف ، سر الاسرار ، 140 ؛ يادداشت 197 . شنگرف - سولفيد جيوه ( HgS ) ، كانى به رنگ سرخ تند است كه سنگ معدن عمده براى استخراج جيوه است . ( 2 ) . اذلثا ( ؟ ) ؛ نام يونانى شنگرف - است ؛ ديوسكوريد ، V ، 76 . ( 3 ) . سندور ، قس . Platts ، 682 ؛ Dutt ، 31 و 73 . ( 4 ) . هنگل ، قس . Platts ، 1238 ؛ Dutt ، 31 . ( 5 ) . الاسرنج ، نك . شمارهء 56 . بيرونى در الجماهر ( 216 ) مىگويد : « گاهى ميان آنها [ يعنى شنگرف و سرنج ] فرق نمىگذارند و هر دو را سنجقر مىنامند » . ( 6 ) * . در Picture ، 122 درج شده است . نسخهء فارسى مىافزايد : « ابو بكر بن على بن عثمان گويد كوهى كه در آن موضع از او سيماب حاصل شود معروف است . در تاريخ سنهء ستمائه [ 600 / 1203 - 1204 ] در تصرف دهقانى بود از ساكنان آن خطه كه او را دهقان عالم غايبانى گفتندى و غايبان موضع است از مضافات عالم ولايت اسپره . ايراد اين حكايت در اين موضع از آن لازم آمد تا مقرر شود كه شنگرف در اين موضع معدنى است نه معمول [ مصنوعى ] . » در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 68 الف ، اين جمله دو بار تكرار شده است : « بشر مىگويد : [ شنجرف ] عنابى كه از جيوه به دست مىآيد ، به سندى منگلو [ شايد هنگلو ، قس . يادداشت 4 ] و جاما منگلو ناميده مىشود ؛ اين ، گويا [ شنجرف ] ساييده باشد ، نه آن ساييده‌اى كه از ظرف‌هاى شيشه‌اى استخراج مىكنند » . 507 . زوفا 1 [ زوفا ] خشك 2 - يكى از دو نوع - برگ‌هايى است كه از نظر مزه ، بو و شكل به صعتر مىماند جز اينكه تندتر از آن است ، آن را از روم مىآورند و به همين جهت مىگويند كه اين صعتر رومى است . مىگويند كه [ گياه زوفا ] دو نوع است - كوهى و بستانى . به رومى اوسفون 3 و هم‌چنين هوسفون 4 ، به سريانى زوفايبشا 5 [ ناميده مىشود ] . اما زوفاتر 6 ، و آن ريم جمع شده در پشم گوسفندان در ارمنستان است . مىگويند كه اين گوسفندان [ علف ] يتوع و [ زوفاتر ] مىخورند و شيرهء اين علف‌هاست كه به پشم [ گوسفندان ] مىرسد . به رومى اوسفون 7 و هم‌چنين اوسيفون 8 ، به سريانى زوفارطيبا 9 [ ناميده مىشود ] . ابن ماسويه : زوفا [ خشك ] نوعى ديگر دارد كه برگ‌هايش به پر سياوشان 10 مىماند و با آن سينه را درمان مىكنند . رازى از او 11 [ روايت مىكند ] : جانشين زوفا يك چهارم وزن سنبل 12 و يك ششم وزن پوست سليخه است . برخىها مىگويند كه [ زوفاتر ] ريم جمع شده در دنبهء گوسفندانى است كه در روم