أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
578
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
ميان گلها مىچرند . آن را مىفشرند و مىجوشانند تا به غلظت معيّنى برسد . اما ديسقوريدس ، و او از پشم نامى به ميان نياورده 13 و فقط شستن مكرر آن و جدا كردن چربى را در ظرف گلى شرح مىدهد كه در اين عمل [ چربى ] روى آب شناور مىماند و زوفا [ تر ] در ظرف گلى بهجا مىماند 14 . پولس : جانشين [ زوفاتر ] مغز استخوان گوساله است . او به پوست درخت توت نيز اشاره مىكند . ديسقوريدس [ آن را ] اصوفس 15 [ مىنامد ] . ابن ماسويه : جانشين زوفاتر مغز استخوان گاو است 16 . ابن ماسويه [ مىگويد كه زوفاتر ] خوب از روى بوى شديد شناخته مىشود همان گونه كه جند بيدستر شناخته مىشود . [ سپس ] مىگويد كه [ زوفاتر ] دو نوع است : يكى از آنها از جمع شدن عرق بر پيشانى بز كوهى 17 [ به وجود مىآيد ] و به همين جهت در طبيعتش نيروى دافع زهر وجود دارد ، زيرا بز كوهى افعىها را با ولع مىخورد و هنگامى كه آنها را مىخورد نيروى طبيعىاش به جنبش درمىآيد و زيان زهر را دفع مىكند . به اين ترتيب ، عرق بر پيشانىاش انباشته و غليظ مىشود . اين زوفاى بسيار خوب است و آن روغنى است با بوى شديد . نوع دوم [ زوفاتر ] نامرغوب است ، آن عرق جمع شده در پشم دنبه گوسفندان كوچك و برههاست و همينكه خشك شد ، آن را برمىدارند ، رنگش زرد است و بوى تند همانند بوى جند بيدستر دارد . در پشم قيچى شدهء شبيه فتيله نيز يافت مىشود . [ زوفا ] با بوى ناپسند و سبزفام ، چرب در لمس و شبيه مدفوع در مالش ، از مدفوع [ گوسفند ] تشكيل مىشود 18 و آن را نبايد به كار برى . ( 1 ) . در ترجمهء مؤلفان يونانى به زبان سريانى دو واژهء همآوا ( زوفا - ديوسكوريد ، III ، 25 ) و ( لانولين - ديوسكوريد ، II ، 73 ) با واژهء « زوفا » نقل شدند و سپس آنها را به كمك صفتهاى « خشك » و « تر » متمايز ساختند . آنها را به زبان سريانى « زوفا يبشا » و « زوفا رطيبا » ، و به عربى « زوفا يابس » و « زوفا رطب » ناميدهاند ، II , Low ، 87 - 88 ؛ سراپيون ، 137 و 469 ؛ ابن سينا ، 216 ، يادداشت 1 ؛ ميمون ، 136 ؛ عيسى ، 10 97 . ( 2 ) . ( الزوفا ) اليابس Hyssopus officinalis L . ؛ نك . يادداشت 1 . برخىها مىپندارند كه اين Origanum aegyptiacum L . يا O . syriacum L . است ؛ سراپيون ، 137 ؛ ابو منصور ، 291 . ( 3 ) . اوسفول بايد خواند اوسفون - يونانى ، نك . يادداشت 1 . ( 4 ) . هوسفون - ديگر آوانويسى همان است . ( 5 ) . زوفايبشا ؛ قس . II , Low ، 88 . ( 6 ) . الزوفا الرطب - لانولين ، نك . يادداشت 1 .