أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
576
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
آفتاب سوزان 11 مىسايند تا [ مخلوط ] به غلظت معيّنى برسد ، [ سپس ] از اين [ خمير ] ميلههايى به شكل كرم تهيه مىكنند . برخىها پيشاب مانده را نيز به آن مىافزايند . ( 1 ) . يا زنجار معرب « زنگار » فارسى ( قس . II , Vullers ، 148 ) - استات مس Cu ( CH 3 COO ) 2 ؛ كريموف ، سر الاسرار ، 151 ؛ يادداشت 307 . نيز قس . سراپيون ، 539 ؛ ابو منصور ، 296 ؛ ابن سينا ، 229 . ( 2 ) . ايوس - يونانى ، ديوسكوريد ، V ، 62 . ( 3 ) . ايارين . ( 4 ) . شحثا . ( 5 ) . نسخهء الف : هرتال . اما هرتال به معناى « رآلگار » است ؛ نك . شمارهء 494 ، يادداشت 10 . احتمالا بايد خواند هريال يا هريال كه به معناى « سبز » است ؛ قس . Platts ، 1227 . نسخهء فارسى : « به هندى مورفرين گويند يعنى كه به رنگ تاج طاووس ماند » . ( 6 ) . حجارة النحاس - « سنگ مس » . ( 7 ) . نسخهء الف : ادابعص ، نسخهء پ : اذ ينقبض ، نسخهء فارسى حذف كرده است ؛ بايد خواند أو العضّ زيرا در ديوسكوريد ، V ، 62 آمده است : « وجود سنگ پا و مرمر [ در متن اشتباها الزنجار ] در آن با به دندان گرفتن آن فهميده مىشود . در اين كار ذرههاى موجود در آن تسليم دندان نشده و آنچنانكه [ زنگار ] بدون ناخالصى خرد مىشود ، خرد نمىشوند » . ( 8 ) . نسخههاى الف ، ب ، پ : خرقة ، بايد خواند خزفة ، نسخهء فارسى : سفال پاره . ( 9 ) . اين تغيير در صورتى روى مىدهد كه زنگار را با زاج سبز ( قلقنت ) مخلوط كنيم ؛ قس . ديوسكوريد ، V ، 62 . ابن بيطار ، جامع ، II ، 169 . ( 10 ) . دودىّ . ( 11 ) . نسخههاى الف و ب : يسخن فى سمين القيظ ، بايد خواند يسحق فى شمس القيظ ، نسخه پ : يسخن فى سعير القيظ ، نسخهء فارسى : در كرماء كرم ، ديوسكوريد ، V ، 62 : يسحق بالخل فى الشمس فى حماة الصيف . 506 . زنجرف 1 - شنگرف به رومى اذلثا 2 [ ناميده مىشود ] ، به هندى [ شنگرف ] ساييده را سندور 3 و نساييده را هنگل 4 [ مىنامند ] . [ شنگرف ] با سرنج 5 جز در برخى از صفتها فرق ندارد . * در كتاب اشكال الاقاليم [ گفته شده است ] كه از كوه سوخ در فرغانه جيوه استخراج مىكنند و در همين كوه شنگرف وجود دارد . نمىدانم اين معدنى است يا آن را همان جا از جيوه تهيه مىكنند و سپس بيرون مىبرند 6 . ( 1 ) . يا زنجرف - معرب شنگرف فارسى ( II , Vullers ، 471 ) . قس . ابو منصور ، 297 ؛ ابن سينا ، 223 ؛