أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
575
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
Dutt ; ( sonth ) ، 254 : sunti . ( 4 ) . شنگوير ، قس . II , Vullers ، 471 ، 472 . ( 5 ) . زنگبير . ( 6 ) . شنگليل ، قس . II , Vullers ، 472 . ( 7 ) . زنگبيل ، قس . III , Low ، 502 . ( 8 ) . شنگرفير ، نسخهء فارسى : شنكرميره . ( 9 ) * . در حاشيهء نسخهء الف نوشته شده و در نسخههاى پ و فارسى حذف شده است . ( 10 ) . ديوسكوريد ، II ، 160 . ( 11 ) . ليس بمتحشّف . ديوسكوريد ، II ، 160 : ما لم يكن متأكلا - « خوردگى نداشته باشد » . ( 12 ) . نسخهء فارسى مىافزايد : « درست آن است كه زنجبيل [ چينى ؟ ] نوعى ديگر است و آن در كاشغر و ختن بسيار باشد . اين نوع را در آن ديار زنجبيل خطايى [ زنجبيل چينى ] گويند » . ( 13 ) . اين نقل با متن ابو حنيفه ، 476 اندكى تفاوت دارد . 505 . زنجار 1 - زنگار به رومى ايوس 2 و همچنين ايارين 3 ، به سريانى شحثا 4 ، به هندى هرتال 5 [ ناميده مىشود ] . ديسقوريدس : زنگار در قبرس در معدن مس 6 تشكيل مىشود . نوعى از آن وجود دارد كه تابستان در غارها به صورت قطره [ به وجود مىآيد ] و زيباترين رنگها را دارد . در كتاب النخب [ گفته شده است ] كه [ زنگار ] معدنى را از معدنهاى مس مىآورند . الترنجى : [ زنگار ] كه در داروهاى چشم به كار مىرود ، به كمك شراب به دست مىآيد نه سركه . ديسقوريدس : زنگار را اينگونه به دست مىآورند : ورقههاى [ مسى ] را به مدت ده روز در ظرف سركهء تند قرار مىدهند و سپس بيرون مىآورند . برخىها آن را از برادهء مس به دست مىآورند . سنگ پا و مرمر را [ با زنگار ] مىآميزند و در اين صورت بر اثر مالش [ با دست ] * يا دندان زدن 7 نرم نمىشود . اگر [ زنگار ] را با ناخالصى بر سفال پارهاى 8 روى زغال افروخته قرار دهيم ، تغيير مىكند و فورا سرخ مىشود 9 . نوعى [ زنگار ] به نام « كرمگونه » 10 وجود دارد ، زيرا شبيه كرم است ؛ آن را از معدن درمىآورند و آن بهترين است . برخىها آن را در هاون مسى با دسته مسى [ اينگونه ] تهيه مىكنند : در آن سركه مىريزند ، زاج ، به ورق و نمكهاى گوناگون [ مىافزايند ] و آنها را در