أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
563
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
مىبرند ، اما بدون تعريف . فرهنگهاى فارسى آن را چنين توصيف مىكنند : « مىگويند كه اين درخت اترج است . برخىها مىگويند كه اين درخت در ولايت كازرون بسيار است ، برگهاى آن به برگهاى زيتون و گلهاى آن به خورشيد مىماند » ( II , Vullers ، 133 ) . كازرونى ( ورق 108 الف ) : « اين درختى است كه گلها و تخمهايش از نظر رنگ به طلا مىماند و آن در عراق و اصفهان بسيار است » . ( 2 ) . العريان ( ؟ ) . ( 3 ) . دالوبندلو ( ؟ ) . 492 . زردلان 1 - ؟ رازى : اين ريشهها و چوبپارههاست كه از نظر رنگ به زردچوبه مىمانند جز آنكه گره دارند و پوست ، محكم به آنها چسبيده است . در آنها تلخى و اندكى عطر وجود دارد . ( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است . 493 . زرنب 1 [ زرنب ] و زرقفت 2 برگهايى است با بوى تند و خوش خرمايى رنگ . آن را از لنجستان كه بين دهك و برشور 3 قرار دارد ، مىآورند . [ زرنب ] به هندى و سندى تونيا 4 ناميده مىشود . يحيى و خشكى : [ اين ] برگهاى سبز باريك با [ بوى ] تندتر از درخت صندل است . نوع خوب [ زرنب ] بوى تند شبيه بوى اترج دارد . [ نوع ] ديگر آنكه « بجارى » 5 ناميده مىشود ، بو ندارد ، آن را با نوع اول مىآميزند . [ زرنب ] خوب در تركيب عطرهاى مرطوب زنانه وارد مىشود . ارجانى : [ زرنب ] شاخههاى باريك و گرد به كلفتى از سوزن جوالدوز تا قلم 6 نى به رنگ سياه و زرد است ؛ مزهء تند ندارد و بويش همان بوى اترج است . پولس : [ زرنب ] يكى از داروهاى خوشبوست . ابو معاذ : اين برگ سرخدار 7 است . ابن ماسه : اين علف نازك با بوى اترج است . رازى : نيروى [ زرنب ] برابر نيروى سليخه و كبابه است و آنجاى دارچين را مىگيرد . [ رازى باز هم ] مىگويد كه نيروى [ زرنب ] برابر نيروى جوزبويا اما اندكى لطيفتر است . ( 1 ) . اين گياه دقيقا مشخص نشده است . برخىها مىپندارند كه اين سرخدار - Taxus baccata L . است ؛ ابن سينا ، 225 ؛ عيسى ، 4 178 ؛ بدويان ، 3358 . اما مهيرهوف چنين تعريفى را بىپايه مىداند ، نك . ميمون ، 137 . ديگران تصور مىكنند كه زرنب ممكن است Flacourtia catafracta Roxb . باشد ( I , Low ،